تبليغاتX
اخبار دانشگاه پیام نور اسکو

اخبار دانشگاه پیام نور اسکو

ما آمده ایم برای نوشتن ،گفتن ،فریاد زدن و ماندن.

۱.آقاي برادر رئيس ،ديروز در حال مچ گيري دو نفر مرغ عشق(!)

اگر مي گوييد نفر كه واحد شمارش مرغ نيست،واحد شمارش شتر است كاملا درست مي گوييد ما هم هر چه نگاه كرديم نه سم ديديم نه بال و پر و فقط يادمان است كه يكي شان عينك داشت، بيني و گوش هم داشت چون اگر نداشت عينك را كجا مي گذاشت؟!و اما سوالي كه درباره ي شغل محترم (!)جناب برادر رئيس مطرح شده بود ايشان فرزند پدر آقاي رئيس مي باشند و چه جايگاه و شغلي بالاتر از اين!كه هم مي توانند نقش حراست را بازي كنند هم مي توانند با دانشجويان صميمي باشند همه چيز را بايگاني كنند دنبال سردار بگردند دم در دانشگاه كشيك بدهند و در يك جمله خدمت به خلق كنند

طبق گزارشات ايشان بسيار مهربان مي باشند و مانند برادرشان دچار خود گرفتگي عميق نشده اند البته اگر من هم جاي برادرشان بودم دچار خود گرفتگي مي شدم چرا كه هيچ رئيسي نمي خواهد دانشجويان از سر و كولش بالا بروند و او را به جاي رئيس بابا صدا كنند!

۲.راه اندازي آزمايشي سايت انجمن علمي مديريت

شما خوانندگان محترم مي توانيد با مراجعه به سايت http://mgoskupnu.com/ شاهد شكوفايي استعدادهاي درخشان دانشجويان دانشگاه پيام نور اسكو باشيد،

طبق تحقيقات ، سير صعودي پيشرفت در دانشگاه پيام نور اسكو نشان دهنده ي اينده ي روشن ما در روزهاي آتي مي باشد

 به گفته ي برخي، رئيس محترم خواب نما شده و در حال صدور فرمان هاي خوشايند مي باشند كه به زودي و با از بين رفتن اين حالت لب ندامت بر دندان خواهند گرفت

برخي ديگر بر اين باورند كه رئيس محترم مي خواهد با اين كارهاي جزئي(كه البته در نظر ما هم زياد جزئي نيست) سر ما را شيره بمالد كه اگر در مهر گفتيم :كو اين ساختمان جديد؟بگويد: ما اين همه خرج كرديم براي رفاه شما،اين سال نشد انشالله در سال تحصيلي آينده، كمي قناعت  مي كنيم  تا روي آن ساختمان را هم ببينيد و آرزو به دل نمانيد، آنهايي  هم كه امسال  فارغ التحصيل مي شوند اصلا ناراحت نشوند با استفاده از يك طرح اردو كه از همين الان در فكرش هستيم تا در ده سال آينده به اميد خدا به مرحله ي اجرا در بيايد، مي توانند به ساختمان جديد بيايند و آرزو به دل نمانند!و تمامي مشكلات با رفتن به ساختمان جديد حل مي شود و...

 برخي ديگر كه خوشبينانه تر به ماجرا نگاه مي كنند، سپاس دست اندركاران دانشگاه را با جا مي آورند و معتقدند كه اين يك لطف الهي است كه شامل حال انها گرديده است


و اما خبر گزاري ايسكا شادي خود را به خاطر

۱.سيستم اعلام نمرات از طريق پيام كوتاه

۲. ميدان دادن به كارهاي دانشجويي{رايانه ي انجمن و سايت مذكور}

۳.دستگاه هاي نمايش نمرات

۴.همين اردو هاي يك روزه

۵.خوش اخلاق شدن خانم عصبي!(البته ناگفته نماند اخلاق ايشان داراي نوسانات مي باشد كه اميدواريم به زودي و هم زمان با تحويل ساختمان جديد (!)به حد اعتدال برسد )

۶.بهونه گيري الكي "واسه تحفه ي سردار"كه همه مي دانند نشانه ي چيست!

۷. ...(اين قسمتش خصوصيه!)

اعلام مي دارد

پاشم برم يه اسپندي دود كنم تا چشممون نزدن!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 13:43  توسط سردار  | 

چهارشنبه مورخه ی همین دیروز(!) دستگاهی عجیب و خارج از ذهن هر دانشجوی پیام نوری اسکو پا به عرصه ی ماشین الات دانشگاه پیام نور اسکو گذاشت!
 رویت این دستگاه در سالن بالا و خانم مهندس که انگشت حیرت بر دهان خویش نهاده و مات در احوالات آن شی عجیب الخلقه بودند ما را بر آن داشت تا بنویسیم که مبارکمان باداز این پس با زندگی سنتی و آقای ژتن پخش کن که از دانشجوها بوده است خداحافض کرده و هی دست این ماشین را که ما را به زندگی ماشینی وعده می دهد می فشاریم باشد که زین پس ژتون ها و نمره هایمان را از این یگانه نشانه ی پیشرفت در اسکو جویا شویم!
تا یادمان نرفته شاد باشی به این دانشجویان نیک بخت داده و روی ماه رئیس و دیگر کارمندین را از نزدیک مورد بوسه های فراوان قرار می دهیم باشد که سپاس ما را پذیرا باشند و از این گشاده دستی ها تا می توانند در راه صرف بودجه به کار برند، خداوند از آنان راضی باشد
خبرگزاری اسکو همی  نشست و برخواست فراوان داشت با علم داران فنون علم عالمی و غیب گویی و به این نتیجه نائل امد که با ظهور دورگوی(تلفن)گویا و این دستگاه دانشگاه پیام نور اسکو زین پس با لطف و عنایت رئیس از فرش به عرش رسیده و همتراز دانشگاه های معروف این و آنور خواهد شد!باشد که بودجه نیزیارای این پیشرفت را داشته باشد...!
و باز از یادمان در نرفته این استاد نوجوان گرانقدر و گران مایه و کمی تا قسمتی خشک آی سی دی ال انحمن هم اکنون در صحنه می باشد و بر خلاف تمام پیش بینی ها او کسی نیست که انتظارش را داشتیم بلکه کسی است که انتظارش را نداشتیم (!)پس در همین جا او را با نام استاد نوجوان ملقب می فرماییم باشد که این اسم موجب خیر و برکات فراوان بر وی شود!

نتیجه:
1.ذهنم همش مشغوله نتیجه م نمی آد(!)
2.علما در مورد نوجوان یا کودک بودن استاد ای سی دی ال انجمن اختلاف نظر دارند،ولی در مورد پر بار بودنش اجتماع نظر دارند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:17  توسط سردار  | 

در همين جا يعني در همين نقطه از اين از عالم و در همين زمان تشکرات بسيار فراوان مي کنيم از"مخصوصا واسه تحفه ي سردار"که لااقل يه اسم مستعار خوبم واسه خودش انتخاب نکرده تا راحتتر بتونم هي همديگه رو نقد کنيم!به خاطر حضور گرمشان و همچنين اميدي که به ما دارن تا بتوانند يک حبر از اين وبلاگ قشنگمان بخوانند!
پس ما نيز به خودمان همچنان اميدوار مي شويم و به خاطر اميد ايشان  هي اينجا مطلب مي نويسيم شايد زدو يکيشون شانسي خبر در اومد و اميد ايشان به نا اميدي نيانجاميد که خداوند نااميدان را دوست نمي دارد!
در جواب نقد بدون طنز و تلخ ايشان که ما سعي کرديم با يک ونيم من عسل بخوريم ولي باز از حلقمان فرو نرفت اين ظهرمار! مي گوييم که عملکرد ضعيف ما به خاطر کمبود امکانات، کمبود مکان، کمبود نيروي انساني و خلاصه بدليل کمبودهاي بي انتها مي باشد!
و انشاالله در ساختمان جديد همه ي اين مشکلات حل خواهد شد شما هم شورش نکنيد و زياد خودتان را قاطي اين بازي ها نکنيد که مي دهيم اين حراست که بيشتر شبيه ماموراني هست که مي ايند تا يانگوم را ببرند،شما را به کميته ي انظباطي راهنمايي کنند!حالا اگر خودتان راه را بلديد بسم الله تا اليم اياما ديمييب!

اين نکته رو هم متذکر مي شوم که شما اصلا از اهداف اين وبلاگ خبردار نيستيد همان طور که اسم همون جايي که تو مي گي دانشگاه گذاشتن دانشگاه ولي تو شاهد همه چي توش هستي جز دانش یا اصلا يه مثال زنده تر: هميني که به خودت مي گي دانشجو و به بقيه دانشجوها توهين مي کني، همه چي مي توني باشي جز يه دانشجو!اينو من نمي گما استنباط کرديم نتيجه گرفتيم پس دلخور نشي يه وقت!!!
پس فکر نکين که اين وبلاگ هم بايد پر خبر باشه همين که با اخبار مرتبطه ،کلي ممنونيم از خودمون!
در ضمن اگه از ته سوادتون مطالب رو خونده باشين اين وبلاگ بيشتر جنبه ي نقد داره پس مطالبي توش مي ان که قابل نقد باشن،و همچنين منم خبر داشته باشم که اين روزا بدليل تحليل رفتن خبرنگارا دچار کمبود خبريم منم که بيکار نيستم به خاطر کسي مثل تو (دور از حضور بقيه حتي دوبهم زن(!))دائما برم دانشگاه دنبال خبر باشم بعدشم اونايي که حقوق مي گيرن کارشونو درست و حسابي انجام نمي دن چه برسه به مني که به تو دلخوشم!پس فکر نکن سودي عايدم مي شه،
اينجا جايي که باعث شد جلسه ي پرسش و پاسخ برگزار شه
اينجا جايي که باعث شد بعضيا که ادعاشون بيشتر از حدشونه پاشونو به اندازه ي گيليموشون دراز کنن
اينجا جايي که باعث شد کيفيت غذاها بهبود پيدا کنه
اينجا جايي که دروغگويي مسئولا رو به رخشون کشيد تا ديگه از اين کارا نکنن
اينجا جايي که باعث شد مراسم قيام تبريز بهتر از مراسم روز دانشجو برگزار بشه
اينجا جايي که کسي مثل من که عقده ي گفتن و داد زدن ونقد کردن  داره توش بنويسه
اينجا جايي که يه کسي مثل تو که عقده ي کوبيدن داره و بر حسب قضا حراستم نشده بياد اينجا ماهارو بکوبه!
خداييش اگه باعث بعضي تحولات نشده باشه بي تاثيرم نبوده!

نتيجه:
1.چون نمي خوام ناراحت بشي ديگه نمي گم کور شود هر آنکه نتوان ديد!
2.سعي کن اول کسايي رو نقد کني که تو زندگيت دخالت مستقيم دارن بعد بازم اين ورا سر بزن
3.مخلص همتون اعم از دوست وآشنا و دشمنو بيگانه هستيم اونم همواره!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:23  توسط سردار  | 


عناوين خبر


آقاي فرمانده کنوني بسيج و مدير انجمن علمي مديريت:مانده يا نماندن مسئله اين است!

کلاسهاي تابستاني کاميوتر انجمن مديريت و استادي از تبريز

آقاي توانا حاجي مي شود


مشروح اخبار

آقاي فرمانده کنوني بسيج و مدير انجمن علمي مديريت:مانده يا نماندن مسئله اين است!:
حدود يک هفته است که خبرهايي از ترديد فرمانده بسيج و مدير انجمن مديريت روي مسئله ي ماندن يا نماندن شنيده مي شود
طبق گزارشات رسيده آقاي مدير انجمن با اصرار بقيه(شما مي توانيد اين بقيه را هر جور که خواستيد تصور کنيد!)از رفتن منصرف شدند و ماندند تا باز هم با مشکلات دست و پنجه نرم کنند،البته مشکل هميشه و در هر کاري هست مهم حمايت است که اميدواريم مسولين(!)عزيز لااقل در اين مورد کوتاهي نفرمايند که بسيار دور و به قولي فعل بعيد به نظر مي رسد در نتيجه ،فردا،پس فردا منتظر استعفاي مدير انجمن  علمي مديريت باشيد!
فرمانده کنوني بسيج که تا کنون و بر اساس معلومات خبرگزاري از ايشان فرد بسيار مناسبي براي اين سمت بوده و خداييش خبرگزاري ايسکا با تمام دست اندکارانش طرفدار ايشان هستند تصميم به استعفا گرفته است که با استعفاي او استثناي داشتن فردي با درون و برون يکسان در اتاقک بسيج از بين خواهد رفت در همين جا به طور پيشاپيش اين اتفاق تلخ را از صميم قلب به تمام دانشجويان دانشگاه هاي پيام نور سراسر جهان(!) و همچنين  بسيجيان دنيا(!!) تسليت عرض نموده و از همين اکنون دست به دعا برمي داريم تا شايد خداوند منان رحمي بر ما کرده و از اين بلاي خانما سوز جلوگيري کند و ما را از داشتن چنين شخصي در امور بسيج محروم نگرداند

کلاسهاي تابستاني کاميوتر انجمن مديريت و استادي از تبريز:
کلاسهاي تابستاني کامپيوتر زير نظر انجمن مديريت از همين شنبه در دانشگاه پيام نور اسکو آغاز مي گردد،طبق اخبار رسيده اساتيد اين کلاسها متشکل از دانشجويان و استادي از تبريز مي باشد که از بردن نام ايشان در اينجا خودداري مي کنيم باشد که با ديدن ايشان اسم مستعاري در خور شانشان برايشان بنهيم!گفته مي شود اين استاد يکي از اساتيد بنام مي باشد و اما انجمن مديريت اعلام کرد درصدد جور کردن مدرک براي اين کلاس ها هستيم و اگر بشود چه مي شود!پس در نتيجه احتمال دارد به شرکت کنندگان اين کلاس ها پس از اتمام دوره ها مدرک داده شودو شما بعد از تمام کردن دوره ها مدرک زير بغل از دانشگاه بزنيد بيرون و هر که را ديد پز مدرکتان را بدهيد و بگوييد مدرکم را از دانشگاه پيام نور اسکو گرفتم !

آقاي توانا حاجي مي شود:
و اما آقاي توانا(صفت توانا مترادف با نام کوچک ايشان مي باشد)که تا کنون در اين وبلاگ حضور نداشته اند اما از حوانندگان بي نظر بوده اند روز يکشنبه راهي خانه ي خدا مي شوند باشد که ما دانشجويان و بخصوص جناب رئيس را فراموش نکرده و از خداوند بخواهند که ساختمان جديد در مهر همين سال آماده شود و گرنه اين مسولين هر چه ببينند از چشم خودشان ديده اند،گفته باشيم!

                                                                                 با تشکر از همراهي شما

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:53  توسط سردار  | 

عناوین خبر


دانشگاه پیام نور اسکو در آستانه ی تحولات شگرف!ددد                                                   ددد                                                         ددد
رفتار مسئولین و نظرات دانشجویان


مشروح اخبار:

دانشگاه پیام نور ار اسکو در آستانه ی تحولات شگرف!

طبق آخرین گزارشات دیروز مورخه ی 1387.4.3 در دانشگاه پیام نور اسکو یک حادثه ی تاریخی  به وقوع پیوست
به گفته ی شاهدین یکی از دانشجوهای این دانشگاه با نیامدن به سر جلسه و فرستادن دیگری به این جلسه توانست خاطره انگیز ترین نوع تخلف در امتحانات را انجام دهد به این شرح که
دانشجوی مذکور اقدام به جعل خود نموده و یکی دیگر را به نام خود به جلسه آزمون فرستاده است
کارشناسین انگیزه ی وی را از این کار مورد بحث و بررسی قرار داده و احتمالات را به شرح زیر بیان نمودند


1:فصد و نیت دانشجوی متخلف از فرستادن دانشجوی جعلی، آشنایی دانشجوی جعلی با سوالات بوده که این خود دارای قسمت های جداگانه است

الف.دانشجوی جعلی از دانشجویان دانشگاه آزاد بوده که  دانشجوی متخلف می خواسته میزان سختی سوالات را به وی نشان داده و بگوید که دانشگاه ما از دانشگاه او کم ندارد که هیچ،خیلی هم زیاد دارد !حالا چه زیاد دارد بماند!!
ب.دانشجوی جعلی از دانشجویان پیام نور بوده که دانشجوی متخلف می خواسته نمونه سوالات را بصورت داغ و از تنور در نیامده در اختیار وی بگذارد
ج.دانشجوی جعلی اصلا دانشجو نبوده که در این صورت دانشجوی متخلف می خواسته وی را با محیط های دانشجویی آشنا سازد
د.دانشجوی جعلی یک فرد، با اطلاعات بسیار قوی بوده که دانشجوی متخلف می خواسته میزان اطلاعات او را با ترازوی پیام نور بسنجد!

2.قصد ونیت دانشجوی متخلف آشنایی دانشجوی جعلی با ساختمان دانشگاه بوده

الف.می خواسته به او نشان بدهد که ما در مکانی به این کوچکی چه هدف های متعالی را دنبای می کنیم
ب.می خواسته طراحی و ساخت ساختمان را به اونشان داده و پز کتابخانه ی چند منظوره را بدهد
ج. می خواسته تا او به نحوه ی مدیریت و... مسولین توجه کرده و بفهمد که مسئولین ما چقدر مسئولند که می توانند این همه دانشجو را در این مکان جا دهند و تربیت کنند و حراست برایش بگذارندو استاد درست و حسابی ندهند و اعتراض ها را خفه کنند وسوالات را عجق وجق بدهندو سر جلسه ی امتحان داد بزنند و ورقه ها را همین امروز ده دقیقه دیر بدهند و سر وقتش جمع کنند و تا صدایت در نیامده خانم مامانی بگوید مشکل داری؟!و تو هم بگوی: من با شما؟! اصلا !!!
این یادم رفت
این را هم می خواسته به دانشجوی جعلی بفهماند که این مسولین ما خیلی دل رحم اند، یعنی تا اشک دانشجو را در نیاورده اند رضایت نمی دهند یعنی اول پدرش را در می آورند همین که پدرش تمام شد و اشکش در آمد، رضایت می دهند!
خلاصه این که دانشجوی جعلی با هر نیت و انگیزه، توسط گروه تجسس دانشگاه پیام نور اسکو کشف و ضبط گردید(!) گفته می شود هیئت منصفه که متشکل از آقای رئیس،آقای عینکی و خانم مامانی است او را به اشد مجازات محکوم کرده و تصمیم به اخراج دانشجوی متخلف گرفتند
با عرض تسلیت بر روح پر فتوح دانشجوی متخلف...!!

رفتار مسئولین و نظرات دانشجویان:

و اما نظر سنجی و رفتار مراقبین جلسه های آزمون یا همان مسولین عزیز(!) خودمان:
طبق آخرین امار بیشترین نفرین ها نصیب خانم مامانی شد!گفته می شود وی به همه چیز گیر می دهد حالا تقلب که جای خود دارد،برخی از این نفرین ها به این صورت بوده است که این جانب سردار خان با گوش خود البته دورادور از جمعی از دانشجویان که دست به دعا برداشته بودند شنیدم:


الهی،این زندگی،این اسکو،این دانشگاه و بلاخره ما را از دست این خانم مامانی خلاص کن
آمییییییییییییییین
الهی،خانم مامانی را همین طور در خانه نگهدار تا ترشی هفتاد،هشتاد ساله شود(دور از حضور بقیه ی مسئولین!)
آمییییییییییییییین
پیشنهاد اهالی ایسکا به خانم مامانی تغییر در شیوه ی برخورد می باشد چرا که با ادامه دادن همین مسیر فردا پس فردا بر اثر نفرین های شدید دچار بیماری های لاعلاج شده و ...


یه توصیه سردارانه به خانم مامانی جون! (از تمام خوانندگان خواستاریم این را به گوش خانم مامانی برسانند)
یکی بگه آخه دختر، چرا این همه بد عنقی می کنی؟آخه مگه این همه خودته پیش همه بد می کنی بهت حقوق اضافی می دن،آخه ... چی بگم دیگه ؟!


و اماکارشناسین فکر می کنند خانم مامانی بشدت عجز و لابه ی دیگران ر دوست دارد و منشا این رفتار از درون وی می باشد که نیاز به بحث های روانشناسی دارد که در این جا مجال بحث نیست!


نظر سنجی نشان می دهد خانم عصبی به رتبه های بالاتر راه یافته و  رفته رفته شیرین می شود! حالا باید صبر کنیم ببینیم شیرین تر هم می شود یا نه؟!
و اما خان مهندس که ذکر و خیرش در میان دانشجویان هست و همچنان دعاهای خیر دانشجویان پشت سرشان!(امیدوارم با این نوشته ایشان مورد پیگرد قانونی قرار نگیرند!)
و اما آقای عینکی
ایشان قبلا هم یعنی در دوران دانشجویی آفتابه ی قرمز(قرمزی آفافا) بودند الان هم در بین مسئولین هستند خبرگزاری پیش بینی می کند در آینده هم باشند!


نتیجه:
1.بادمجون بم آفت نداره
2.حالا برین بشینین تا دلتون بخواد نفرین کنید!
3.پیشنهاد واسه تغییر نام خانم مامانی و خانم عصبی یادتون نره(منتظرم...)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:17  توسط سردار  | 

 

عناوین خبر:


 رئیس دانشگاه پیام نور اسکو در آستانه ی ورشکستگی

ددد                                                      ددد                                                        ددد

 بسته شدن وبلاگ خبر از بی خبری های اسکو


مشروح اخبار:

رئیس دانشگاه پیام نور اسکو در آستانه ی ورشکستگی:

طبق گزارشات نامحسوس خبرنگاران بی مرزو بی در و پیکر خبر گزاری ایسکا دستگاه آنتن قطع کن(کارشناسین هنوز درتعیین نام این دستگاه اختلاف نظر دارند) دو روز مانده به امتحانات به سرقت رفت،این اتفاق میمون و مبارک باعث شد تا رئیس، خود را در آستانه ی ورشکستگی احساس کند:گروه روانکاوان خبر گذاری ایسکا دلیل این احساس رئیس را این چنین تشریح کردند:از آنجایی که رئیس محترم ریشه در خاک فرهنگ پرور(!) اسکو دارند با به وجود آمدن بحران مالی هر چند کوچک، نه تنها در اموال شخصی خود، بلکه در اموال دانشگاهی که اگر از آن لحاظ  حساب کنیم می شود املاک شخصی دچار شک های شدیدی شده و خود را در آستانه ی ورشکستگی حس می کنند!

واما دستگاه آنتن قطع کن(!)

گفته می شود این وسیله از تیره ی ناجانداران ارتباط قطع کن می باشد!بطوریکه می تواند بر موبایل ها(اوه می بخشید تلفن های همراه(!))تسلط یافته بر آنتن دهی انان اثر گذاشته و موجب شود تا همراه ها نتوانند همدیگر را بگیرند ،ببخشید! اشخاص نتوانند همدیگر را بگیرند!(این جمله حاوی بار غیر اخلاقی است!)نه!اشخاص با همراه هایشان همدیگر را بگیرند!(اینم که نشد !!!)اشخاص نتوانندبه وسیله ی همراه هایشان با همدیگر ارتباط برقرار کنند.(این شد!)با مراجعه به تاریخ گذشتگان در می یابیم که از این وسیله در زمان امتحانات استفاده می شده است تا دانشجویان محترم در سر جلسه نتوانند همدیگر را بگیرند! (منحرف!همون ارتباط و این حرفا رو می گم!)مکان زندگی وسیله ی مذبور در نمازخانه ی برادران بوده است.

شرح ماجرا:

حدودا دو روز مانده به امتحانات آنتن قطع کن به وسیله ی یک دانشجو نما (این واژه جای بسی بحث دارد!)به سرقت می رود این کار که موجب خرسندی عده ای از دانشجویان شده،نا رضایتی مسئولین دانشگاه را در پی داشت.حکم شخصی، که به این کار خطیر دست زده به وسیله ی مراجع خبرگزاری ایسکا به صورت زیر بیان شده است

احتمالات:

۱. شخص مذبور آن وسیله را به دلیل تامین مایحتاج خود از قبیل شهریه و... به سرقت برده است:

در این صورت اولا ایشان خیلی کار بی جایی کرده اند(!) دوما مگر جوان نبود نمی توانست کار کند و مایحتاج خود را تهیه کند پس باز خیلی بی جا کرده است،اما حالا که این کار را کرده، چه با جا، چه بی جا(!) اگر وسیله ی مذبور را بفروشدو پولش را به جیب بزند: از آن جایی که این وسیله با پول بیت المال که برای رفاه و ارتقا سطح علمی دانشجویان در نظر گرفته شده است،خریداری شدهو اما این دستگاه چنان که شاهد بودیم نه تنها موجب نارضایتی دانشحویان شده بلکه مانع از ارتقا سطح نمره  ی دانشجویان که در دانشگاه های ما معادل با ارتقا سطح علمی می باشد ،می شود،پس خرید آن با پول بیت المل حرام بوده همان بهتر که یک بنده خدایی آن را بدزد بعد بفروشد و پولش را صرف مایحتاجش کند،در این صورت این پول هلال می باشد!

۲. شخص مذبور آنتن قطع کن را بدلیل شاد کردن دانشجویان خواهان ارتباط برده است:

در این صورت این شخص دست به کاری نیک زده است از ان کارهایی که صورت فعل زشت است اما در باطن، بس حرف اندر نیکی آن است!این شخص با درایت و با از خود گذشتگی دست به این کار بسیار خطیر زده است،و چون در هر کاری نیت مهم است ، نیت این فرد هم از این کار شاد کردن دانشجویان و از بین بردن مانع ها بوده است!اما مسئله ی دیگر که جای بحث دارد این است که در این بین جناب رئیس ناراحت شده اند و این بسیار عادی است چون هر وقت دانشجویان شاد باشند رئیس ناراحت وهر وقت رئیس شاد باشد دانشجویان ناراحتند که می شود یک در مقابل هزار، مثل سوزن در انبار کاه.(تمثیل رو حال کردین؟!)پس نتیجه می گیریم اگر فرد سارق که همان فرد نیکوکار می باشد دستگاه را به فروش برساند و پولش را در جیب خود بگذارد اشکالی در پولش نیست و این عوض کار نیک آن فرد می باشد!،اما اگر دستگاه را بعد از اتمام امتحانات دوباره به جای خود برگردانده و دل آن یکنفر را که از این حادثه ناراحت شده بود(آقای رئیس) را به دست آورد،فبها و اجر کار نیک او دو برار شده اما به شرطی که در ترم بعد دو روز مانده به امتحانات دوباره همان کار را تکرار کند که دارای ریسک بالایی است والسلام!

 

 بسته شدن وبلاگ خبر از بی خبری های اسکو:

اگر در سمت چپ همین صفحه در قسمت پیوندها روی لینک خبر از بی خبری های اسکو کلیک کنید با چشمان خود این خبر را به نظاره خواهید نشست!!!

خبرنگارعزیز در پی لو رفتگی های شدید تصمیم به تعطیل کردن وبلاگش گرفته وسپس بدون فوت وقت به این تصمیم عمل کرد!بعضی ها بر این اعتقادند که ایشان کار بسیار درستی کردند زیرا وقتی یک نویسنده ی ناشناس لو برود دیگر خطرناک است که بنویسد آن هم به آن بی پردگی!(خوبه من همیشه تو لفافه حرف می زنم!اینجوری اگه یه روزی هم لو رفتم یه سرنوشت خبرنگار دچار نمی شم)

احتمال دیگری که یک تن از کارشناسین داد، این بود که:این وبلاگ به نام همون، یعنی کسی که ما گفتیم خبرنگار است، در رفت! یعنی او نبود ، فکر کردیم او بود(!) ولی همه چیز از جمله این تعطیلی، طوری در کنار هم قرار گرفت که همه فکر کردند اوست!(این قسمت ذکر شد تا خبرنگار عزیز حس کند که هنوز او را نشناخته ایم، تا شاید روزی دوباره بازگردد آن تک هویدا کننده ی رازها...!!!)

باتشکر از همراهی شما عزیزان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:26  توسط سردار  | 

بر طبق گزارشات خبرگزاری ایسکا اتاقک کوچک انجمن علمی که این روزها مکانی بسیار پر رفت و آمد شده، دارای دستگاهی به نام کامپوتر،با عرض پوزش رایانه(!)شد.گفته می شود این دستگاه بسیار عجیب از نسل های گذشته ی رایانه ی امروزی می باشد!به طوری که تا اطلاع ثانوی ماوس نداشته و به دلیل نبود جریان الکترومغناطیسی دراتاقک انجمن علمی قرار است با نفت کار کند!!!

اعضای کنونی انجمن علمی که از رشته ی مدریت می باشند،بعد از وارد شدن این دستگاه به اتاق انجمن مدتی به هلهله و پای کوبی پرداختند .

در همین جا جا دارد از قانع بودن این گروه به طور عمیق سپاس گذاری شود چرا که گفته می شود این رایانه ی تازه پا به انجمن نهاده ،از نسل رایانه های اولیه می باشد و می توان با آن اعمال جمع و تفریق و در مواردی ضرب و تقسیم را به شرط این که تعداد ارقام از دو تجاوز نکند انجام داد!

طبق تحقیقات موشکافانه ی خبرنگاران خبرگزاری ایسکا به طور تقریبی سه دستگاه رایانه از نسل جدید در اختیار دانشگاه گذاشته شده است تا به کارهای دانشجویی (مختص دانشجویان)اختصاص داده شود اما یکی از آنها در اختیار کارمندین بوده و دوتای دیگر رفتند دَدَر! البته شاید هم نگهداری می شوند برای روز مبادا !تا اگر روزی قیمتشان مانند برنج و قند بالا رفت یا کارخانه ی تولید رایانه آتش گرفت آنها را به قیمت خوبی به فروش رسانند و سود بدست امده از این فروش را برای مصارف دیگر مثل تعویض شیر آب سردکن یا گرفتن لیوان یکبار مصرف به اندازه ی کافی مصرف کنند!

انجمن علمی ریاضی که چندی پیش به دلیل عدم توجه مسئولین یعنی همان آقای رئیس از ریشه منحل شد و موجبات خرسندی بعضی ها(!) را به وجود آورد دلیل از همپاشیدگی انجمنشان را این طور بیان کرد:

نه تنها هیچ تشکر خشک و خالی در قبال تمام زحمات ما در این انجمن نشد بلکه ما که اولین تجربه ی این دانشگاه بودیم به هیچ عنوان مورد حمایت مسئولین قرار نگرفتیم،این طور فعالیت ها که بیشتر به نفع دانشگاه تمام می شود تا دانشجویانی که در این انجمن فعالیت می کنند، مستلزم حمایت ،نه تنها حمایت مالی بلکه حمایت عاطفی نیز می باشند و منظور از این حمایت عاطفی دادن ارزش به فعالیتهای مفید این گروه ها می باشد،حالا چطور شده رئیس به فکر دادن رایانه چه از نسل اول چه از نسل آخر به انجمن علمی ها افتاده و داده(!)خدا داند!

نظر و جواب کارشناسان:

اولاُ اتاقک انجمن علمی دارای فضای وسیع برای جای دادن دو انجمن نیست، همان بهتر که شما رفتید این ها آمدند،اینها هم می روند آنها می آیند ،آنها می روند یکی دیگرها می آیند و الی آخر...

دوما اینجا اسکو است، نکند انتظار دارید دهانتان را باز نکرده ،بگویند چشم این هم حمایت مالی؟!

سوما این سلسله مراتب برای جلوگیری از اعتراضات می باشد به این نحو که اگر چیزی را بعد از مدت ها بدست بیاورید دیگر فکر نمی کنید که چه ایراداتی دارد بلکه کلاهتان را هم بالا می اندازید!و این رایانه هم شده مثل اسب پیش کشی که اگر بخواهید دندانهایش را بشمارید ازتان پس می گیرند و بعد کاری می کنند که مثل انجمن ریاضی ها خودتان بندو بساطتان را جمع کنید و دِ برو که رفتیم!

کارشناسین یکی از مهمترین عامل دخیل در آمدن این رایانه به اتاقک انجمن علمی را درایت مدیر فعلی انجمن علمی مدریت دانسته و اعتقاد دارند سماجت و ورجه ورجگی ایشان و همچنین موارد دیگر (!)که در اینجا از گفتن آن بشدت امتناع می کنیم باعث این کار خیر شده است!

"""نظرات و پیشنهادات شما برای نامگذاری مدیر انجمن مدریت مورد توجه کارشناسین قرار خواهد گرفت"""

نتیجه:

خوب که دقت می کنم می بینم اسبی که اینا دادن، اصلا دندون نداره!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:38  توسط سردار  | 

به گزارش خبرگزاری ایسکا چندی است سردار دچار بیماری پوچی شده است!!! به طوری که از کنار هر ماجرایی ساده رد شده و با خود می گوید "اگر تیکان و امثالهم به وبلاگ سر می زنند و نظر نمی گذارند من هم اتفاقات را می بینم و پست نمی گذارم،این به اون در!!!"گفته می شود ایشان فعلا در خلا به سر می برند کارشناسین طبق مشاهدات  بر احوالات وی کارهایش را به صورت زیر دسته بندی کردند:

۱.می خوابد!

۲.غذا می خورد!

۳.دانشگاه می رود!

۴.نگاه می کند

۵.استنباط می کند

۶.فکر هم می کند

۷.می نویسد

۸ پست نمی گذارد!!

۹.کتاب دارد

۱۰.درس نمی خواند!!

۱۱.چشم و دست و گوش را هم که همه دارند!

۱۲.هیچ قصد و غرضی با کس خاصی ندارد!

۱۳. یکم با دانشگاه چپ است

۱۴.عوضش مسئولین اجرایی حراست هم با انجمن علمی ها چپ اند

۱۵.رئیس و آقای عینکی و ... هم با سردار چپ اند!

۱۶.همه با هم چپ اند!

۱۷.همین است که درگیری ها افزایش یافته یکی در ترمینال کاسه ی چششمم می شکند!دو نفر دیگر از دست مردم فرهنگ پرور اسکو به شدت کتک می خورند!(به احتمال بسیار قوی از از گرمی هوا(!) می باشد)

۱۸.خیلی وقتها هم کفرش در می آید!!

۱۹.نمی داند چرا اسم آقای عینکی را گذاشته اند قرمزی آفتافا!!!(با تلفظ رسمی و ادارییه:آفتابه ی قرمز!!)

۲۰.زندگی اش روز به روز شادتر شده و به نتیجه ی هر روز بهتر از دیروز رسیده است!

۲۱.مانتوی خانم موفق بلندتر شده!چه جسارتی!! آیا به او هم گیر داده اند؟شاید خانم موفق به نتیجه ی پیشگری بهتر از درمان است رسیده است!

۲۲.قرار است آقای عینکی پایین تر از کتاب فروشی یک بوتیک(!) بزند ،تا لباس های متناسب با سلیقه ی حراست  را از همانجا به دانشجویان عرضه کنند.

۲۳.کیفیت غذاها در نوسان است ولی بسیار بهتر از گذشته است

۲۴.تا یادم نرفته :شیر آب سرد کن هنوز هرز است!

۲۵. این خبرنگار دیگر نمی نویسد شاید من هم روزی ننویسم !

۲۶. اگر کسی می داند این ساختمان سازی اسکو کی تمام می شود به من هم بگوید.

۲۷.انقد اینجا نشستم کمرم درد گرفت پاشم برم دراز بکشم

۲۸.اِاِاِاِاِ...

۲۹.خب بسه دیگه این همه تو افکار من دخالت می کنین خوشتون می آد منم تو فکر شما سرک بکشم؟!!بعدش اینجا بنویسم؟

نتیجه:

۱.همه ی اون بالاییها نتیجه بودن اگه نفهمیدین دیگه کاری از دست من یکی بر نمی آد!!

۲.راستی یه لیوان یکبار مصرف هم روی آب سرد کن دیده شده!!!

۳.جلل الخالق!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:25  توسط سردار  | 

بودن یا نبودن مسئله این است

و باز در صحنه ...

خداییش اصلا ادبیاتم نمی آد پس همینجوری می نوسیم،چندیست که همگان در دانشگاه ،اوه با عرض پوزش در مهدکودک پیام نور اسکو به دنبال سردار عزیز و گرامی که اینجانب باشم می گردنند،آخه یکی بگه من که با شماها کاری ندارم شما چرا گیر سه پیچ دادین به من؟!در ضمن اول بهتره جرمم رو بهم تذکر بدین بعد شروع کنین به کاغذ بازی!! راستی مجازاتمم تعیین و بعد اعلام کنین تا بدونم چند سال باید آب خنک بخورم

من فقط یه کار کردم اونم نقد بود !!! انصافاً نبود؟! خب حالا شاید بعضیا کنجکاوی کرده باشن و تو زندگی اینو اون که توی دانشگاه سپری می شه سرک کشیده بباشن ولی باید بگم این خودش در ذات بشر هست،زندگی تو دانشگاه رو نمی گم ،منظورم کنجکاویه!!!

استغفرالله  هر چی من هیچی نمی نویسم اینا بیشتر به پروبالم می پیچن!! آخرش یه کاری دستتون می دمااااااا!!!گفته باشم(این قسمت همین جوری اومد تو ذهنم گفتم تو سر ذقم نزنم بنویسمش!)

آخه خانم مهندس جان خداییش شما که می گین ادامه بدین فکر اینجاشو کردین که به غیر از شما هیچ کدوم از مسئولین محترم(!) خوششون نمی آد که نقد بشن؟؟

چرا ؟

این سوالییه که دم به ثانیه از خودم می پرسم ،کسی که بره و اون بالا بشینه باید بدونه که بخواد نخواد زیره ذره بینه و  باید ظرفیت انتقاد پذیری خودشو تا مقامش بالا ببره نه اینکه تقی به توقی نخورده بگیر بگیر راه بندازه!!

همین کارارو می کنین که من جوون به جای انتقاد سازنده شروع می کنم به کوبیدن مسئولین ،رفتار شما در مقابل این وبلاگ و این انتقاد یک محک هست برای فهمیدن ظرفیت ها!نه توهینی در کاره، نه چیزه دیگه...مگر اینکه تا حالا نقاد با قلم طنز ندیده باشین!که خیلی هم بعید نیست...

همینجا با کمال احترام از مسئولین خواهش به عمل می آید تا جرایم بنده را متذکر شوند تا ما نیز بدانیم  چه چیز باید بنویسیم و چه چیز باید ننویسیم...قصه ی شنگول منگول چطوره؟!چرا غرب زده؟همین حسنک یا چوپان دروغ گو...

پس خوب گوش کنید:

یکی بود یکی نبود یه چوپانی بود که به خاطر پیشرفت علم و این حرفا تصمیم گرفت یه مهد کودک نقلی توی دهشون باز کنه ! این چوپان انقدر خوب و مهربون بود که همه ی گوسفندا بره های نازشونو سپردن دست این چوپان و گفتند برید تو مهد کودک علم پارو کنید،زندگی کردن یاد بگیرید،بفهمید که چطور باید حرف بزنید و خلاصه برید که واسه خودتون یه گوسفند درست حسابی شید که فردا پس فردا دستش به دهنش برسه!

یه مدت گذشت همه چی خوب بود بره ها عین گوسفند(!) سرشونو می انداختن پایینو می رفتن و می اومدن! تا این که رسید روزی که آقا چوپانه دید همه تحویلش می گیرن نه یکی ،نه دوتا ،همه و همه، چوبشو گذاشت کنار و یه دست کت شلوار شیک تنش کرد، گره ای به ابروهاش انداخت و به هر کی که سلام می داد  فقط سرشو تکون داد،اونم سر تکون دادنی که اگه دقیق نمی شدی تو چهرش، متوجه نمی شدی!

بازم اینجوری گذشت و گذشت تا این که یه عده بره تصمیم گرفتن توی مهدکودک دست به ابتکار عمل بزنن،و شروع کردن به فعالیت...آقا چوپونه از کار برره ها کلی خوشش اومده بود ، باز تا اینکه یه چند تا از برره های شیطون شروع کردن به نوشتن،چیزای خوب خوب می نوشتن و گاهی هم یه چیزایی از مهد کودکشون ،این نوشته ها گاهی به طبع آقا چوپونه خوش نمی اومد ،آقا چوپونه با خودش فکر کرد اگه من به اینا میدون بدم فردا پس فردا می ان می گن چرا فلان کلاسمون این شکلیه؟چرا علفمون اون شکلیه؟چرا اصلا خودت یه شکل دیگه ای؟همین شد که با تمام قوا شروع کرد برای مبارزه!!

مبارزه ای که در انتها به بره ها می فهموند که شما هر چه باشید گوسفند زاده اید(!)وفقط باید بع بع کنید!!!...

نتیجه:

بیایید دسته جمعی بریم بع بع کنیم!!

اینم لطف یکی از دوستان:مسئولین عزیز با مشخصات (فکر نکنم زندگی خصوصی باشه!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:46  توسط سردار  | 

نت دنیایی بس بزرگ است که در هر گوشه اش می توان چبزهای زیادی یافت ،از جمله ی این چیزها همین وبلاگ های عشقولانه ای است که هم دانشگاهی های عزیز خودمان زحمتش را می کشند،خبر گزاری ایسکا طی تجسس شبانه روزی در این شبکه ی پیچیده ی جهانی توانست  برخی از وبلاگ های دوستان را پیدا کند!البته برخی دیگر را پیدا کرده ولی بنا به دلایلی فعلاْ از افشای آدرس آنها خودداری کرده است تا ببینیم چه پیش می آید(!)
این کار بدون اجازه ی وبلاگ نویسان انجام شده است و هیچ ربطی به تمایل آنها نداشته است ،حال اگر کسی اعتراضی به این فعالیت کنجکاوانه ی ما دارد می تواند شکایت خود را مطرح کند ،خبرگزاری ایسکا در اسرع وقت(!)پیگیری خواهد کرد

توجه:اگر کسی تمایل به تبادل لینک دارد می تواند لینک خود را برای ما بگذارد!حالا اگر لینک خودش هم نشد لینک دوست و آشنایی که ما می شناسیم نیز قابل قبول است.

نتیجه:

1. سلسه مراتب رسیدگی به یک شکایت را در کشور عزیزمان ایران در نظر بگیرید
2. شما می توانید منتظر نتیجه ی شکایت خود قرین با تحویل ساختمان جدید دانشگاه پیام نور اسکو باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 12:29  توسط سردار  |