یادگاری
با استناد به بیانات رئیس درمورد انتقال دانشگاه به مکان جدیدش در آغاز سال تحصیلی سال ۱۳۸۷ امکان زوال خاطرات ساختمان فعلی دانشگاه در نسل های آتی وجود دارد.خبرگزاری ایسکا تصمیم دارد با نوشتن ادامه ی آن مطلب تصویر دانشگاه پیام نور اسکو را در ذهن ها جاودانه کند.
در پست قبل تا در ورودی دانشگاه جلو آمده بودیم نا گفته نماند که "بوفه ـ سلف"جدیدا مفتخر به پذیرایی از دانشجویان رشته ی ریاضی نیز گردیده و به گزارش خاله سوسکه دانشجویان مذکور از آنجا به عنوان آزمایشگاه فیزیک نام برده اند،پس از این به بعد آن محل را با نام "بوفه ـ سلف ـ آزمایشگاه" می خوانیم.
دانشگاه پیام نور اسکو ساختمانی دو طبقه است که به هیچ عنوان برای یک دانشگاه طراحی نگردیده است ،اگر هم مهندس نقشه کش عزیز سعی در ایجاد ساختمان یک دانشگاه داشته است می توان گفت که اصلا نمی دانسته که دانشگاه به چه چیز می گویند(!)اما طبق گزارشی که از منابع موثق در دست داریم این ساختمان بصورت استیجاری در دست دانشگاه پیام نور اسکو می باشد و به منظور ایجاد مهد قرآن و ... ساخته شده است.ساختمان مذکور درای دو درب می باشد دربی که به راه پله ها ختم می شود و جز در مواقع اضطراری مانند:زمان برگزاری امتحانات ، زمان برگزاری زیارت عاشورا،زمان برگزاری جلسات بسیج و... باز نمی شود و درب دوم که همیشه باز است، درب حیاط این ساختمان می باشد. از در دوم وارد دانشگاه می شویم:
به محض پا نهادن در حیاط ساختمان احساس ... احساس... نمی دانم دانشجویان محترم وقتی برای اولین بار قدم در حیاط این مهد علم گذاشتند چه احساسی پیدا کردند من که فقط احساس درد کردم چون با دندانم لبم را گذیدم و دیگر هیچ(!)اما وقتی دقیق نگاه می کنیم هیچه هیچ هم نمی شود گفت یک چیزهایی به چشم می خوردند چند درخت سرو که بیشتر محوطه ی حیاط را گرفته اند یک اتاقک کوچک که از ان بعنوان اتاق حراست یاد می شود (قابل ذکر است حراست دانشگاه به محض گرمتر شدن هوا کار خود را در این اتاقک شروع کرده و از آوارگی در" سالن ـ کتابخانه"نجات خواهند یافت)

حراستخانه
در این حیاط چند نیمکت سبز نیز وجود دارد که یکی از آنها رها و بدون اتصال به زمین است به گفته ی سنبل شناسان این نیمکت نشانه ی آزادی دانشجویان است تا این نیمکت را هر کجا دلشان می خواهد بگذارند و رویش بنشینند و برای خود حال کننددر گوشه ی سمت راست حیاط تک وسیله ی مخابراتی دانشگاه پیام نور اسکو تعبیه شده است این وسیله که عبارت است از یک کیوسک تلفن کارتی همیشه در اختیار دانشجویان می باشد که همیشه در هشتمین روز هفته بدون استثنا درست کار کرده است(!) ،گفتنی است هرگاه خواستید از این وسیله استفاده کنید و مایل بودید که طرف مقابل نیز صدای شما را بشنود با خود افراد کمکی ببرید تا از سیم تلفن آویزان شوند(!) ![]()

یکی یکدونه

اینم اینور حیاط
و اما داخل سالن:
سمت راست به ترتیب : اتاقک بسیج :با یک عدد میز و یک فایل گنجایش سه نفر متوسط یا چهار نفر نحیف، اتاقک انجمن علمی ریاض دانان آینده:جایی بسیار بسیار عجیب که معلوم نمی شود در آن چه کارهایی در حال پایه ریزی و اجرا است با گنجایشی تقریبا برابر با اتاقک بسیج، نماز خانه ی خواهران :جایی برای نماز خواندن،استراحت کردن ،موسیقی گوش دادن، درس خواندن و گاهی هم صرف غذا،دستشویی برادران:جایی بسیار پر طرفدار که همیشه یک نفر پشت درش با هیجان در انتظار است

توضیح:از سمت راست:انجمن علمی،نمازخانه ی خواهران،راه پله ی مختومه به سالن بالا
اینور سالن:(به تصاویر بسنده می کنیم )

اونورتر سالن نماز خانه ی برادران که روی سن قرار دارد و با پرده ای سبز رنگ از محوطه ی سالن جدا شده است موارد استفاده:مشابه موارد استفاده ینمازخانه ی خواهران

سوال:اگر حدس زدید این ورودی به کجا ختم می شوند؟؟؟؟

شما می توانید از راه پله های موجود در کنار دستشویی برادران خود را به سالن بالا برسانید،در زیر این پله ها آب سرد کن وجود دارد و در انتهای آن سالن دستشویی خواهران و کلاس شماره یک بزرگترین کلاس دانشگاه

سالن بالا:

سمت راست:
اتاق آموزش:شامل خانمها بابایی وشهریای و آقای علیمردانی ،اتاق امور مالی وبرنامه ریزی اساتید:شامل آقای سکونی و آقای .... اسمش از خاطرم گم شده![]()
مقابل:
اتاق جناب رئیس،اتاق اساتید و دبیر خانه: شامل آقای تمییزی (اشتباه نکنید رئیس نه،خویش رئیس(!))و اساتید و...
سمت چپ:
سایت:سایت کامپیوتر و گاهی هم کلاس درس.
اینم یه نمونه از بولتن:

موفق باشید![]()
از همه جا...
۲. مسئولان محیط زیست هشدار دادند که دریاچه ی ارومیه به زودی می میرد !به همین مناسبت:
الف)مجلس ختمی در همان منطقه منعقد می گردد
ب)قیمت نان در تمام نقاط کشور افزایش می یابد
ج)قیمت نمک که صددرصد افزایش می یابد
د)طبعاْقیمت صابون و شامپو هم افزایش می یابد تا از تعجب کف نکنیم
ه)حالا ببین اگر دریاچه ی خزر بمیرد قیمت ها به کجا می رود!
۳. شما فکر می کنید قشنگ ترین و جذاب ترین خاطرات را از چه طریقی می توانید بشنوید یا بخوانید؟تلوزیون؟رادیو؟روزنامه؟سایت ها؟نه اشتباه نکنید جذاب ترین خاطرات در مورد مسائل مختلف ،عشق و عاشقی ،خاطرات سربازی و... را هر روز می توانید در صف شیر رایانه ای بشنوید!صف هایی که امروزه به وفور در پیاده رو های اسکو نیز به چشم می خورد،اگر خواستار افزایش تجربیات خود از چاله چوله های زندگی هستید ،اگر خواستار تبادل قصه های تخیلی خود می باشید،به شما توصیه می کنیم این صف ها را از دست ندهید، هر چند حتی اگر در آخر شیر رایانه ای به شما نرسد!
۴. مسئولان محترم کشورمان در امور مسکن نشستند دور هم ،مشورت کردند و برای حل مشکل مسکن به این نتیجه رسیدند که یک وام هیجده میلیونی را به دو وام افزایش بدهند تا مسکن دوباره گران شود! معمولاْ در ایران راه حل هایی که قرار است منجر به ارزانی گردد در نهایت باعث گرانی کاذب می شود،به خصوص اگر راه حل مذبور در مورد مسکن باشد، پیشتهاد ما به عزیزان این است که اینقد فکر خود را مشغول نکنند و زحمت ارائه ی طرح های جدید را به خودشان ندهند باور کنید اینطوری مردم دعایتان می کنند
توضیح:از اردیبهشت سال 87 به یک منزل یا یک آپارتمان مسکونی دو وام هجده میلیونی تعلق می گیرد.
در دانشگاه پیام نور اسکو نیز مسئولان محترم نشستند فکر کردند و به این نتیجه رسیدند که در سیاست و حکومت دروغ اشکالی ندارد(حکم شرعی) پس اعلام کردند که درباره ی نمرات همه چیز از دست ما خارج است مترادف کاری از دست ما برنمی آیدو اوراق در مرکز اصلاح خواهند شد پس خودتان را هر چقدر به در و دیوار بزنید که برگه ی اعتراض از ما بگیرد نمی توانید وحتی دیگر نمی توانید بگویید که برگه ی اعتراض حق ماست!و باز نمی توانید بگویید که فلان استاد تبعیض قائل شده است و.... اما این فکر نه تنها موجب فراغت مسئولین از بگو مگو با دانشجویان نشده است بلکه دانشجویان را نسبت به کارهای دانشگاهی بسیار بی اعتماد ساخته است ،
۵. مسئولان محترم(این پسوند محترم همیشه باید باید باشد)اعلام کردند که در دانشگاه ها رشته های تحصیلی جدید ایجاد می شود که متناسب با نیازهای جوانان است (چقدر زود به این نتیجه رسیدند)تا جایی که ما به عنوان یک جوان از نیازهای آن ها خبر داریم ،می دانیم که کار،ازدواج و مسکن سه نیاز اصلی اکثر جوانان جامعه است و دخترو پسر هم ندارد.حالا تصور کنید اگر بخواهند بر اساس این نیازها رشته های تحصیلی جدید ایجاد کنند چقدر کار می برد، مثلاْ15 سال طول می کشد تا یک رشته ی تحصیلی به نام آپارتمان سازی درست شود و 10 سال هم طول می کشد که یک رشته تحصیلی به نام کار و حرفه ایجاد گردد آنوقت دیگر جوانها جوان نیستند و وقت مردنشان است.آدمی که به مرگ نزدیک باشد دیگر کار و مسکن را می خواهد چکار ؟؟؟خوش به حال نسل آینده که هیچ نیازی نخواهد داشت
نتیجه:
1. درسمان را ول کرده می رویم شتر داری بزنیم
2. چه دریاچه ی ارومیه بمیرد چه دریاچه ی خزر و چه دریای سیاه قیمت نان در کشور ما افزایش می یابد و زیاد هم ربطی به اینها ندارد!
3. از این به بعد برای فکر کردن هم مالیات تعیین می گردد تا مردم در آرامش زندگی کنند
4. فراخوان ساخت ماشین زمان برای انتقال به چند دهه ی بعد تا ما هم با چشم خود خوشبختی را در نسل آینده به تماشا نشینیم

