یه پست متفاوتر!!
بعد از نشست ها و جلسات پیاپی مسئولین وبلاگ اخبار دانشگاه پیام نور اسکو نتیجه های زیر روز یکشنبه مورخه ی ۵/۱۲/۱۳۸۶به تصویب گروه اجلاس کننده رسید!!
از این به بعد
۱. ممکنه در نظرات هر پست ،جوابها با استفاده از ویرایش برای کسایی که مخشون جرقه زده ، گذاشته شود. پس اونی که زیر خط ویرایش هست منم!
۲. تمام نظرات و پیشنهادهای خوانندگان در جهت ارتقا سطح وبلاگ اخبار مورد بهره برداری قرار می گیرد.
۳. اخبار به صورت موردی و با کامنت خاص گذاشته می شود، و اهم اخبار نیز هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار به سمع و نظر شما خواهد رسید.
۴. در پایان هر پست ،نتیجه های بر گرفته شده از متن درج خواهد شد.
۵. حقوق و مزایای کارمندین بخصوص خاله سوسکه افزایش می یابد.
۶. تبلیغات و معرفی وبلاگ اخبار در سطح وسیعتری انجام خواهد شد.در این راستا از شما خواننده ی گرامی خواستاریم در این امر خطیر کوتاهی نفرمایید.
۷. از افراد علاقه مند برای رفع سو تفاهم ها(مثل آقای بسیجی که در پست قبل نظر گذاشتن)دعوت بعمل می آد تا موارد افشای اخبار نا حقیقی را یاد آور شوند.
۸. از تمام خوانندگان محترم ،نیمه محترم، کمی تا قسمتی محترم،یه کمی محترم،نا محترم و...خواهش به عمل می آد که از گذاشتن کامنت های غیر اخلاقی و مغایر با شئونات اسلامی و دانشگاهی و توهینی به اشخاص به شدت بپرهیزند.یادآور می شویم نویسندگان تا جایی که رفتار اشخاص به آنها اجازه می دهد از گذاشتن پست هایی که به فرد خاصی بر بخورد خودداری می کنند و قصد توهین به شخصی را نداشته و از محاسن دانشگاه نیز غافل نخواهد بود،البته باید توجه داشته باشید که نقد و انتقاد ملزم به در نظر گرفتن معایب و نواقص است نه محاسن!
۹. ................................................................................. .
***به علت عدم محدودیت بیانی ،کلامی، رفتاری و... مورد ۹ را هر چه می خواهید در نظر بگیرید.***(البته در حوزه ی فعالیت وبلاگ اخبار پیام نور اسکو و تحت قوانین خاص وبلاگ مذکور و زیر نظر نویسنده های وبلاگ
)آزادی رو حال کردین!!!!![]()
اطلاعیه
وبلاگ اخبار آماده ی پذیرفتن نظرات،لینک ها،میل ها و تحلیل روی مشکلات شما می باشد...
این اطلاعیه فقط سه ساعت و ده دقیقه و ۶ ثانیه و ۳.۸ صدم ثانیه مهلت دارد و بعد از آن ۴،۳،۲،۱،... بار بیشتر تمدید نخواهد شد!!! گفته باشم خلاصه!![]()
مراسم روز 29 بهمن ماه
امروز دوشنبه مورخه ی ۲۹بهمن ماه سال ۱۳۸۶ می باشد.اینجا سالن-کتابخانه ی دانشگاه پیام نور اسکو می باشد.بعد از ظهر می باشد.زندگی شلوغ می باشد ،همه در سالن می باشند،بعضی ها برای مراسم آمده اند ،بعضی ها هم اصلاْ نمی دانند که مراسم وجود دارد،بعضی ها می دانند مراسم وجود دارد ولی نمی دانند که کلاس ها تعطیل می شود،بعضی ها نه کلاس دارند نه از مراسم خبر دارند،آنها فقط حال دارند،بعضی ها از این که کلاسشان تعطیل شده شاکی می باشند،بعضی ها خوشحال اند که جدشان امروز قیام کرده و کلاسشان تعطیل می باشد و خوشحالترند که با این تعطیلات پشت سرم که نصف کلاس هایشان برباد می رود چقدر خوب می توانند در دانشگاه حال بنمایند و وقت امتحان امتحانشان را اصلاْخراب ننمایند بعد همین طور از روی حال بروند دنبال برگه ی اعتراض بگردند و مسئولین هم بگویند که اوراق در مرکز اصلاح خواهند شد و برگه ی اعتراض به آنها ندهند و آنها هم خوشحال تر از قبل بروند و بشینند و دوباره درسشان را بخوانند(!)
من و دوستانم در پایگاه مستقر می باشیم ، آماده ی رفتن به مراسم می شویم،خوب شد اعلام نکردنند که کلاسها تعطیل می باشد ، وگرنه هیچ کس در دانشگاه و مراسم پیدا نمی شد(!)
زنجیر چرخ یادمان رفته برداریم تا کانون که در سبزه میدان می باشد هی لیز می خوریم.زندگی بسیار سرد می باشد![]()
وارد سالن می شویم:
جمعیت در حد اعتدال می باشد یاد روز دانشجو می افتیم که همه از کول هم بالا می رفتند و سالن داشت منفجر می شد.خود را بیشتر در کاپشنمان فرو می بریم یاد مراسم روز دانشجو لرزه برتنمان می اندازد،بخصوص که این مراسم هم توسط بسیجیان عزیز برگزار می شود.انتظار زیادی نداریم...
همه ی مسئولین حضور دارند به جز آقای عینکی(همین جا فوت پدر بزرگ ایشان را به همه ی جامعه ی دانشگاهی و خودشان تسلیت عرض مینمایم)یادمان می افتد که چرا آقای عینکی این روزها بد خلق شده بوده تو نگو حال بابا بزرگشان خوب نبوده.(!)
مجری روی سن می رود ،عجب تشابه صدایی،یاد سریال شهریار می افتیم(!).مثل اینکه خانم موفق دیگر دوست ندارد مجری شود یا شاید هم او از اعضای فعال بسیج نمی باشد (!)
رئیس پشت میکروفن می باشد.بسیار مختصر و مفید:می دانم در چنین روزهایی دانشجویان دوست دارند به برگزاری جشن بپردازند پس وقتتان را بیشتر از نمی گیرم
ما تعجب می نماییم.شخصی آن پشت ،پشت مجری شروع به نواختن می نمایند،دانشجویان از فرط شادی هلهله می کشند.و بلافاصله مجری شروع به ارائه ی متنش می نماید :شهید یعنی ...یادمان نمی آد تا به حال شهیدان را با چنین آهنگ هایی میکس کرده باشند،از ابتکار عمل بسیجی ها خوشمان می آد.و قافل گیر می شویم.
تعداد افراد حراست اینجا بیشتر می باشد شاید هم اینها شبیه افراد حراست می باشند ،از بینی شان که نمی شود تشخیص داد کدام سر کار خانم می باشند؟،تصمیم می گیریم به آنها پیشنهاد بدهیم که اسمشان را روی چادرشان بزنند تا اگر کسی با آنها کاری داشت دچار سردر گمی نشود(!)
چشمم به رئیس می باشد می دانم که چقدر دوست دارد که سماوری را که می شود مرا انداخت توی آن و جوشاند پیدا کند،منم بدم نمی آد ذربینی داشته باشم که همه ی کارهایش را به اندازه ی کره ی زمین بزرگ نشان دهد(!)![]()
از آقای دکتر متفکر آزاد خواسته می شود که به بالای سن برود ،
دکتر متفکر آزاد:
"این مجلس به خاطر روز 29 بهمن برگزار شده است"
خوب شد یادمان انداخت من که با این شور و حرارت فکر کردم روز دانشجو می باشد.،ایشان بسیار بسیار با کلمه ی "شاید"انس دارند و در هر سه کلمه اشان چهارو نیم بار کلمه ی "شاید" را ایراد می نمایند
"من در بیست و نه بهمن بیست و هشت ساله بودیم ، مجلس مجلس جشن و سرور است و بهتر است که ما کم حرف بزنیم"
،ما و همه شاد می شویم و تعجب می کنیم بعد هم شاخ در می آوریم.اما ایشان حیفشان می آد ما را در بی خبری نسبت به کشورمان قرار دهند:
و به چندی از مشکلات اشاره می نمایند تا ما روحیه امان بیشتر و بشتر شود
"ما درباره ی تورم و مسکن و... مشکل داریم ،اما ما اصل 144 را داریم که انقلاب اقتصادی می باشد اگر به طور درست به آن عمل شود همه چیز رو به راه می شود"
حیف که ما همه چیز داریم ولی عمل کننده نداریم،کشورما منبع ایده های نو می باشد که فقط بلد می باشد حرفی را بزند به تصویب مجلس برساند بعد آن را بگذارد دم کوزه آبش را بخورد(!)
گروه موسیقی وارد عرصه می شود این گروه متشکل از سه نفر می باشد،ابتدا فقط یک قطعه از یک آهنگ را اجرا می نمایند،آنها از این که امکانات صوتی سالن قبلا امتحان شده و هیچ مشکلی در اجرای آنها پیش نمی آورد خوشحال می باشند و در طی اجرا مکررا به کسانی که پیش دستگاه ایستاده اند با سر اشاره می نمایند که خیلی ممنون که اجرای ما را با تنوع می نمایید ما اصلا تا به حال چنین اجرایی نداشته ایم که گاه صدای نوازنده خفه شود گاه صدای خواننده (!)![]()
ما انتظار داریم سرود حماسی اجرا نمایند اما مثل انکه این بسیجیان خوششان می اد ما را قافل گیر نمایند(!)ابتدا یک قطعه از یک شعر ترکی با عنوان آذربایجان اجرا می شود تا اینجا درست حدس زده ایم،خواننده همراه با خواندن حرکات موزون از خودش نشان می دهد(سو تفاهم نشود حرکاتش بسیار سنگین می باشد)گروه سرود قطعه ی ترکی دیگر را همراه با کف های تماشاچیان اجرا می نمایند،و اما قطعه ی سوم:
کوچه لر سو سپیشم یار گلنده توز اولماسین
....
با شنیدن این قطعه سالن منفجر می شود،مثل اینکه حرف دل تمام دانشجویان در روز ۲۹بهمن در این قطعه شعر خلاصه شده می باشد(!)و...![]()
گره موسیقی با تشویقات برخاسته از دل و جان دانشجویان صحنه را ترک می نمایند.
خیلی مایل می باشم بدانم در دل جناب رئیس چه می گذرد فکر نمی کنیم روحیه ی ایشان با چنین مجالسی جور باشد . احساس مینماییم به زور دارند تحمل می نمایند(!)در نظر داشته باشید که این فقط یک احساس شخصی می باشد.
هنوز شادی بسیار زیادی از حضور گروه موسیقی در سالن باقی مانده است ،با خود فکر مینماییم بهتر می باشد برای هر کدام از حاضرین یکی یکدونه بلیط کنسرت تهیه نماییم تا بعدها در این طور مراسم ها کمی بر خودشان مسلط شودند ،باز کمی دیگر فکر می نماییم و با خود می گوییم شاید اجرای چنین برنامه ایی از طرف دانشگاه برای آنان اینهمه شادی آورمی باشد و ربطی به کنسرت نرفتنشان ندارد بخصوص با تصویر مراسم روز دانشجو، به آنها حق می دهیم و دیگر فکر نمی نمایم و به سخنان مجری گوش فرا می دهیم .
مجری:عزیزان توجه نمایید بعد از پذیرایی مختصر با اهدائ جوایز در اختیار شما می باشیم(!)ذهنمان نمی تواند جمله ی "در اختیارتان می باشیم "را حلاجی نماید
.
پذیرایی می شویم و بیشتر از آنچه انتظار داشتیم از مراسم خوشمان میآد،(فکر نکنید دو تا موز می دادند ها!!اصلا از این خبرها نبود )
حجت الاسلام که پا روی صحنه می گذارند نصف سالن خالی می شود یک وقت فکر ننمایید اشکال از بیانات ایشانمی باشد،هوای سالن خوب نمی باشد همه دسته جمعی رفتند هوا خوری(!) حضرت حجت السلام آقای ... امام جمعه ی شهر فرهنگ پرور اسکو(!)شروع به سخن مینماید ختبه ی اولشان را که ایراد می نمایند حوصله ی ما نیز سر می رود نگاهی به حاضرین می نماییم نصفی خوابیده در خواب می باشند،بعضی ها مشغول صحبت با بغل دستی می باشند،بعضی ها در و دیوار را دید می زنند ،بعضی ها همدیگر را (!)من اگر جای این آقای حضرت حجت الاسلام بودم با این اوضاع ترجیح می دادم دیگر حرف نزم، اما ایشان به این مسائل عادت دارند و اینها نمی تواند مانع بیانات کشدار ایشان شود.
همه ی مهمانان مخصوص به روی سن دعوت می شوند تا جوایز برندگان فوتسال ،والیبال،شطرنج،بسیجیان(بسیج برد وباخت نداره همشون جایزه دریافت می نمایند)،نفر اول المپاد خانم کارشناس و... داده شود
جناب رئیس ابتدا ارادت خاص خود را به حضور شخصی که ساختمان فعلی دانشگاه را در اختیار دانشگاه پیام نور اسکو قرار داده می رساند و سپس متذکر می شود که اگر ایشان نبودند و این ساختمان را به دست ما نمی دادند دانشگاه پیام نور اسکو به این زودی ها در اسکو به وجود نمی آمد و نه ما رئیس می شدیم نه شما دانشجو ی اسکو(!)پس بیاید همه امان ایشان را پاس بداریم.و سپس هدیه ای به حضرت حجت الاسلام به خاطر ارشاد های دانشجویان در این مراسم داده می شود که اگر ارشاد های ایشان نبودند معلوم نمی شد بر سر دانشجویان دانشگاهمان چه می آمد.
نفیس ترین جایزه به خانم ارشد تعلق دارد که لایقش هم می باشد،جناب رئیس در این زمینه می فرمایند:مگر دانشگاه ما چه اشکالی دارد که شما فقط نواقصش را می بینید این خانم ارشد هم یکی از دانشجویان ماست که رتبه ی اول المپاد را بدست آورده و بدون کنکور کارشناسی ارشد به دوره ی کارشناسی ارشد راه یافته(!)
کلا اگر کسی بخواهد می تواند ،همین چند سال پیش بود که یک نفر از یک ده دور افتاده بدون هیچ امکاناتی در کنکور اول شده بود،پس شما هم غر نزنید اینهایی که دارید هم از سرتان زیاد است می بینید که آدم بدون امکانات نیز می تواند به چه نکات بالایی دست یابد مثلا همین خانم ارشد خودمان(!)
مراسم با اهدائ جوایز پایان می یابد.
...........................
نتیجه:
۱. روز ۲۹ بهمن بسیار والاتر از روز دانشجو می باشد.![]()
۲. جوجه رو آخر پاییز می شمارن.![]()
۳. متشکریم از جناب رئیس و دستاندکاران این مراسم![]()

