خبر
عناوین خبر:
رئیس دانشگاه پیام نور اسکو در آستانه ی ورشکستگی
ددد ددد ددد
بسته شدن وبلاگ خبر از بی خبری های اسکو
مشروح اخبار:
رئیس دانشگاه پیام نور اسکو در آستانه ی ورشکستگی:
طبق گزارشات نامحسوس خبرنگاران بی مرزو بی در و پیکر خبر گزاری ایسکا دستگاه آنتن قطع کن(کارشناسین هنوز درتعیین نام این دستگاه اختلاف نظر دارند) دو روز مانده به امتحانات به سرقت رفت،این اتفاق میمون و مبارک باعث شد تا رئیس، خود را در آستانه ی ورشکستگی احساس کند:گروه روانکاوان خبر گذاری ایسکا دلیل این احساس رئیس را این چنین تشریح کردند:از آنجایی که رئیس محترم ریشه در خاک فرهنگ پرور(!) اسکو دارند با به وجود آمدن بحران مالی هر چند کوچک، نه تنها در اموال شخصی خود، بلکه در اموال دانشگاهی که اگر از آن لحاظ حساب کنیم می شود املاک شخصی دچار شک های شدیدی شده و خود را در آستانه ی ورشکستگی حس می کنند!
واما دستگاه آنتن قطع کن(!)
گفته می شود این وسیله از تیره ی ناجانداران ارتباط قطع کن می باشد!بطوریکه می تواند بر موبایل ها(اوه می بخشید تلفن های همراه(!))تسلط یافته بر آنتن دهی انان اثر گذاشته و موجب شود تا همراه ها نتوانند همدیگر را بگیرند ،ببخشید! اشخاص نتوانند همدیگر را بگیرند!(این جمله حاوی بار غیر اخلاقی است!)نه!اشخاص با همراه هایشان همدیگر را بگیرند!(اینم که نشد
!!!)اشخاص نتوانندبه وسیله ی همراه هایشان با همدیگر ارتباط برقرار کنند.(این شد!
)با مراجعه به تاریخ گذشتگان در می یابیم که از این وسیله در زمان امتحانات استفاده می شده است تا دانشجویان محترم در سر جلسه نتوانند همدیگر را بگیرند! (منحرف!همون ارتباط و این حرفا رو می گم!)مکان زندگی وسیله ی مذبور در نمازخانه ی برادران بوده است.
شرح ماجرا:
حدودا دو روز مانده به امتحانات آنتن قطع کن به وسیله ی یک دانشجو نما (این واژه جای بسی بحث دارد!)به سرقت می رود این کار که موجب خرسندی عده ای از دانشجویان شده،نا رضایتی مسئولین دانشگاه را در پی داشت.حکم شخصی، که به این کار خطیر دست زده به وسیله ی مراجع خبرگزاری ایسکا به صورت زیر بیان شده است
احتمالات:
۱. شخص مذبور آن وسیله را به دلیل تامین مایحتاج خود از قبیل شهریه و... به سرقت برده است:
در این صورت اولا ایشان خیلی کار بی جایی کرده اند(!) دوما مگر جوان نبود نمی توانست کار کند و مایحتاج خود را تهیه کند پس باز خیلی بی جا کرده است،اما حالا که این کار را کرده، چه با جا، چه بی جا(!) اگر وسیله ی مذبور را بفروشدو پولش را به جیب بزند: از آن جایی که این وسیله با پول بیت المال که برای رفاه و ارتقا سطح علمی دانشجویان در نظر گرفته شده است،خریداری شدهو اما این دستگاه چنان که شاهد بودیم نه تنها موجب نارضایتی دانشحویان شده بلکه مانع از ارتقا سطح نمره ی دانشجویان که در دانشگاه های ما معادل با ارتقا سطح علمی می باشد ،می شود،پس خرید آن با پول بیت المل حرام بوده همان بهتر که یک بنده خدایی آن را بدزد بعد بفروشد و پولش را صرف مایحتاجش کند،در این صورت این پول هلال می باشد!
۲. شخص مذبور آنتن قطع کن را بدلیل شاد کردن دانشجویان خواهان ارتباط برده است:
در این صورت این شخص دست به کاری نیک زده است از ان کارهایی که صورت فعل زشت است اما در باطن، بس حرف اندر نیکی آن است!این شخص با درایت و با از خود گذشتگی دست به این کار بسیار خطیر زده است،و چون در هر کاری نیت مهم است ، نیت این فرد هم از این کار شاد کردن دانشجویان و از بین بردن مانع ها بوده است!اما مسئله ی دیگر که جای بحث دارد این است که در این بین جناب رئیس ناراحت شده اند و این بسیار عادی است چون هر وقت دانشجویان شاد باشند رئیس ناراحت وهر وقت رئیس شاد باشد دانشجویان ناراحتند که می شود یک در مقابل هزار، مثل سوزن در انبار کاه.(تمثیل رو حال کردین؟!
)پس نتیجه می گیریم اگر فرد سارق که همان فرد نیکوکار می باشد دستگاه را به فروش برساند و پولش را در جیب خود بگذارد اشکالی در پولش نیست و این عوض کار نیک آن فرد می باشد!،اما اگر دستگاه را بعد از اتمام امتحانات دوباره به جای خود برگردانده و دل آن یکنفر را که از این حادثه ناراحت شده بود(آقای رئیس) را به دست آورد،فبها و اجر کار نیک او دو برار شده اما به شرطی که در ترم بعد دو روز مانده به امتحانات دوباره همان کار را تکرار کند که دارای ریسک بالایی است والسلام!
بسته شدن وبلاگ خبر از بی خبری های اسکو:
اگر در سمت چپ همین صفحه در قسمت پیوندها روی لینک خبر از بی خبری های اسکو کلیک کنید با چشمان خود این خبر را به نظاره خواهید نشست!!!
خبرنگارعزیز در پی لو رفتگی های شدید تصمیم به تعطیل کردن وبلاگش گرفته وسپس بدون فوت وقت به این تصمیم عمل کرد!بعضی ها بر این اعتقادند که ایشان کار بسیار درستی کردند زیرا وقتی یک نویسنده ی ناشناس لو برود دیگر خطرناک است که بنویسد آن هم به آن بی پردگی!(خوبه من همیشه تو لفافه حرف می زنم!اینجوری اگه یه روزی هم لو رفتم یه سرنوشت خبرنگار دچار نمی شم
)
احتمال دیگری که یک تن از کارشناسین داد، این بود که:این وبلاگ به نام همون، یعنی کسی که ما گفتیم خبرنگار است، در رفت! یعنی او نبود ، فکر کردیم او بود(!) ولی همه چیز از جمله این تعطیلی، طوری در کنار هم قرار گرفت که همه فکر کردند اوست!
(این قسمت ذکر شد تا خبرنگار عزیز حس کند که هنوز او را نشناخته ایم، تا شاید روزی دوباره بازگردد آن تک هویدا کننده ی رازها...!!!)
باتشکر از همراهی شما عزیزان

