خبر
به حضور چندي از خوانندگان مي رسانيم كه:"هر كي بود بياد بگه ما كاري باهاش نداريم!!"اين جمله اي بود كه امروز از دهان مسئولين عزيز خارج شد
روز سه شنبه مورخه ي همين امروز يكي از شيشه هاي كتابخانه(!)واقع در سالن پايين به ضرب آرنج يك دانشجوي خاطي و معترض شكسته شد.اين دانشجو در حالي كه پشت به شيشه ي مضروب ايستاده و با بعضي از دانشجويان متخلف گرم بحث درباره ي سرنگوني رياست فعلي بودند طي عملياتي يواشكي با آرنج خود چنان ضربه اي بر شيشه ي از همه جا بي خبر وارد كرد كه شيشه ي مذكور در دم جان باخت(!)به گزارش خبرنگاران بي در و پيكر خبرگزاري ايسكا،فرد خاطي چند لحظه بعد از انجام موفقيت آميز عمليات به صورت بسيار حرفه اي جيم شد.اين حادثه بلافاصله توسط خانم بسيار محترم بسيج به اتاق بالا گزارش شده و خانم ماماني در محل حادثه حاضر شدند.و طولي نكشيد كه موجي از كارمندين به سالن پايين سرازير گشتند
كارشناسين خبرگزاري ايسكا بعد از تشكيل جلسه اي در باب "هر كي بود بياد بگه ما باهاش كاري نداريم" زدند زير خنده و در همين حين يادي از دبيرستان كرده و احساس كردند بسيار جوان شده اندو در رده ي سني نوجوانان دبيرستاني قرار گرفته اند.برخي از آنان دليل ايجاد اين حس جواني را در رموز جمله ي مذكور دانستند و بعضي ديگر خنده ي بعد از جلسه را معلول يافتند.در آخر اين بزرگواران و نكته دانان طي صدور بيانه اي اين دانشجو را به شدت محكوم كرده از فرد خاطي خواستند تا هر چه زودتر خود را به دفتر آموزش معرفي كند تا جايزه بگيرد و نترسد كه آنها نه تنها با او كاري ندارند بلكه اين عمليات را اتفاق تلقي كرده و به هيچ عنوان او را در حياط دانشگاه فلك نخواهند كرد!
بر طبق آخرين گزارشات از اتاق امور رايانه،صندلي خانم مهندس خالي است!
هنوز از انتقال ايشان خبر صد درصد كاملي در دست نيست ولي به اظهار برخي،ايشان هم رفتند كه ما بمانيم و بقيه ي همكارها كه دلشان به شدت از ما پر است.خبر گزاري ايسكا وقتي اين خبر را شنيد دچار افت فشار و تپش شديد قلب(!)شد
از خوانندگان خواهشمنديم اگر خبر موثقي از ايشان دارند به ما اطلاع دهند.اميدواريم خود خانم مهندس بيايند و تكذيبيه ي اين خبر را در كامنت دوني بنويسند...
و اما جلسه ي پرسش و پاسخ اين اطلاعيه را كه ير در و ديوار ديديم در پوست خود كه سهل است در پوست خبرگزاري هم نگنجيديم(!)
الهي شكرت!خدا بيامرزد رفتگان اين آقاي رئيس را(اين را كاملا جدي گفتيم) ما كه شيفته ي هر نو پرسش و پاسخ و پيشرفت و هيجان و ... هستيم چشممان جلسه بر گزار نشده روشن شده چه برسد به اين كه جلسه برگذار شود آن وقت مي شويم چل چراغ(!)در همين جا از همه ي دانشجويان محترم، كمي تا قسمتي محترم، نيمه محترم نا محترم -كه عمرا اگر اينجا باشند-دعوت به عمل مي اوريم تا در اين جلسه حضور يافته اين محفل سرشار از هيجان را تزئين (!)كنند
نتيجه:
1.خبرگزاري ايسكا به هيچ عنوان مسئوليت اين ترور را بر عهده نمي گيرد
2. دلمان از همين حالا براي خانم مهندس تنگ شده از اين به بعد براي زيارت روي ماه خانم ماماني به سالن بالا مراجعه خواهيم كرد.اتفاقا ابن روزها خيلي هم مهربان شده است دلم نيامد نگويم!
3. بي صبرانه منتظر جلسه ي پرسش و پاسخ هستيم اميدواريم بقيه حاضرين بخصوص كارمندين محترم و شخص جناب رئيس بتوانند ما را شناساي كرده از اين همه سردر گمي نجات يابند البته اگر بياييم!![]()
4.پاسخ به سوالات در جلسه:"انشالله در ساختمان جديد".دعاي خاتمه ي جلسه: "شايد اين مهر *بيايد شايد..."
*اشاره به ساخته شدن ساختمان جدید

