<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اخبار دانشگاه پیام نور اسکو</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/</link>
<description>   ما آمده ایم برای نوشتن ،گفتن ،فریاد زدن و ماندن.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Sep 2009 19:08:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>1- 5</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>بعد از نشست پنج منهای یک سران خبرنگاران بدون در و پیکر دانشگاه پیام نور اسکو بسته ای پیشنهادی به گروه سردمداران و کارشناسان و علمای خبرگزاری تسلیم گشت.گروه کارشناسین بعد از جلسات اندیشه ی  پی در پی روی این بسته محتویات آن را به شرح زیر اعلام داشتند:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱. ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲. ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همین خیال باشید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(اگر قرار بود که مواد و مفاد این بسته را اینجا برای شما بگذاریم که اسمش را نمی گذاشتیم بسته!)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه بعد از کلی جر و بحث و حرف و حدیث و  این  جور چیزها،می رویم سر اصل مطلب.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبرگزاری ایسکا بنا را بر آن گذاشته تا برای اینکه خواننده ها را از کسالت در آورده و مغز آن ها را که طی این تعطیلات دچار سستی شده به کار اندازد.سوال هایی را طراحی کرده و با عنوان &quot;مسابقه ی گزینه ی آخر &quot;در اختیار خوانندگان بگذارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته:بنا به در خواست خواننده های عزیز یه مسابقه براتون ترتیب دادیم که همونطور که از اسمش پیداست جواب همه سؤال ها گزینه آخره. ولی اصلا لازم نکرده که جوابها رو برای ما بفرستین، ما خودمون جوابها رو بلدیم، هیچ قرعه کشی هم در کار نیست، اسامی برنده ها از قبل مشخصه، جوایز هم قبلا پخش شده. درضمن اصلا به کسی ربط نداره که چرا بعضی از سؤالها 5 تا گزینه داره..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱.آیا نمک می تواند بگندد؟{۱}&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)قبلا به چشم خود دیده ایم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)شاید این مهر نگندد شاید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)به پیمان کار بستگی دارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)حرف حرف رئیس است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲.آیا به ساختمان جدید نقل مکان خواهیم کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)بله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)حتما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)کروکی اش را خودم در ساختمان قدیم دیده ام!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)به آرزومون رسیدیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ه)جبغ، داد، هورا ،کف،به افتخار رئیس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳.برای قدر دانی از رئیس کدام گزینه را انتخاب می کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)دستشان را می بوسیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)پایشان را می بوسیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)رویشان را می بوسیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)همه ی اعضا و جوارح شان را می بوسیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ه)وظیفه اش را انجام داده آن هم بعد از این همه تاخیر!به ما چه؟!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴. در ساختمان جدید چه مکان هایی چند منظوره خواهند بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)کلاس ها(که تعداشان مقدس(هفت!) است)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)سالن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)سلف(اگر داشته باشیم)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)اتاق حراست!!!(به گزارش ماهواره های هوایی و زمینی(!)اعضای حراست از همین الان در اتاق خود مستقر شده و شبانه روز در حال تمرین برای حراست از این حریم مقدس در برابر تهاجم فرهنگی می باشند)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵. در ساختمان جدید از دانشجویان جدیدالورود و قدیم الورود چگونه استقبال خواهد شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)پارچه نوشته یا همان پلاکارت به در و دیوار زده می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)خود رئیس از آنها استقبال خواهد کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)فرش قرمز برایشان پهن خواهند کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)به شما ربطی ندارد خود حراست می داند چگونه از انها استقبال کند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶.آیا امسال مراسم روز دانشجو برگزار خواهیم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف)بزک نمیر بهار می آد ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب)نا امیدی از شیطان است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج)مدیحه سرایی داریم.شاید هم مراسم زیارت عاشورا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د)بسیج خودش می داند چگونه مراسم برگزار کند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ه)ساختمان جدید ساختیم بودجه امان تمام شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;{۱}:باز بگندید نمک استعاره دارد بر قول جناب رئیس که سالها بود تحقق نمی یافت البته فکر بد نکنید رئیس بسیار آدم خوش قولی است آماده نشدن ساختمان جدید هم تا به حال به خاطر کمبود بودجه،گران بودن مصالح،بد قولی پیمان کار،بدی شرایط جوی،وقوع سیل در ترکیه،تحریم و ... بوده است. یک وقت فکر نکنید برگزار نشدن جشن دانشجویی ربطی به رئیس داردها!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بقیه ی سوالات بماند برای پست بعدی که یک وقت مغز گران قدرتان داغ نکند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 19:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333300 size=3&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;درگذشت روحانی والا مقام حضرت آیت الله خانساری امام جمعه ی اسکو و بنیان گذار دانشگاه پیام نور اسکو را به مردم شریف استان اسکو(!)و جامعه ی دانشگاهی دانشگاه خودمان ،روحانیت و حوزه های علمیه استان ، فرزندان بزرگوار آن مرحوم و بیت شریف خانساری تسلیت عرض می نمایم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;از خداوند متعال غفران و رحمت الهی برای آن فقید سعید و صبر و اجر بازماندگان را مسئلت دارم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سردار صفر&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;خبرنگار دانشگاه پیام نور اسکو&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در وبلاگ اخبار دانشگاه اسکو&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;7/5/88&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بیر:خدا رحمتش کند که اگر اینجا را برای ما بنیان گذاری نمی کرد خدا می داند کجا می رفتیم و اسم خودمان را می گذاشتیم دانشجو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایکی:فاتحه...&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 09:19:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح!</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;از همین جمعه با کفش هم می شه نماز خوند!&quot; hspace=0 src=&quot;http://img208.imageshack.us/img208/39/3853.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;کی گفته زن نمی تونه جلوتر از مرد واسه نماز وایسه؟اینم از اون حرفاسا!&quot; hspace=0 src=&quot;http://img208.imageshack.us/img208/3244/3857.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;مختلط !!!&quot; hspace=0 src=&quot;http://img204.imageshack.us/img204/2079/3858.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 18:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک روز بعد از امتحانات</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>می نشینم پشت کامپیوتر(ببحشید رایانه!)و تشریف می برم به سیستم گلستان.بعد از انجام تشریفات وارد پروفایل شخصی ام می شوم چشمم به جمال خودم روشن می شود که در عکس سه در چهار به کودک مظلوم در بند کشیده می ماند .آهی از نهادم بر می آید و یاد قدم اول و مبارک(!) خود می افتم که به حیاط نقلی دانشگاهمان(مهدکودکمان!) گذاشتم و چقدر به خودم افتخار کردم! آه که چه روزهایی بود چقدر اشک ذوق(!) در چشمان مادرم جمع شده بود به خاطر من فرزندش و چقدر این جمله را تکرار می کرد&quot;الهی جز جگر بگیری بچه، پسر کبری خانوم عمه ی نوه ی زن عموی بابات رشته ی مهندسی قبول شده دانشگاه تبریز و تو رشته ی ..... .... اونم تو پیام نور اسکو!خاک تو سرت کنم&quot;و من چقدر به خودم می بالیدم تا یادم میآید همین بوده من همیشه مایه ی افتخار(!) خانوداه بوده ام .خب بگذریم چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کجا بودیم؟!آهان وارد پروفایل شخصی ام شدم البته ناگفته نماند تا وارد شدن به سایت گلستان و پروفایلم توانستم همه ی وبلاگ ها و سایت ها ی مورد علاقه ام را با تمام آرشيو و نظراتشان مورد ملاحظه قرار دهم.و دریافتم که این  اعلام نتایج از طریق اینترنت چقدر مفید قرار گرفته بطوریکه توانستم به سایت هایی که مدت ها بود نتوانسته بودم سر بزنم سر ی بزنم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از این که اسم و عکس خود را دیدم بسیار ذوق زده شده در پوست خود نگنجیدم و با خود گفتم به این می گویند پیشرفت!سپس وارد قسمت مشاهده ی نتایج آزمون شده بعد از کلی کنکاش توانستم نمره ی یکی از درس هایم را نظاره کنم چشمانم را دو سه بار باز و بسته کردم دهانم نیم متر باز مانده بود نمره ام عالی بود فقط دو تا گزینه را غلط زده بودم والباقی صحیح. باز در پوست خود نگنجیده و نتیجه گرفتم یا پوستم کوچک شده یا حودم بزرگ شده ام. شاید هم پوستم آب رفته بود. بنابرین به فکر پوست نوئی افتادم که می توانستم از بازار پنجشنبه ی اسکو تهیه کنم.بعد از این که از فکر پوست خارج شدم به فکر نمره ی تشریحی ام افتادم که اگر می خواستم دل خوش کنم به این پروفایل باید بیشتر از یک هفته انتظار می کشیدم بنابرین فردای آن روز شال و کلاه کرده روانه ی مهد کودکمان شدم تا زیارتی نیز با مسئولین محترم(!)داشته باشم.در راه هر چه سبک سنگین کردم فهمیدم که نمره ی کامل را خواهم گرفت حال آنکه استادمان گفته بود با ارفاق اصلاح خواهم کرد پس دو پا داشتم دو پا و یک جفت بال هم از جک و جانوران ولو در شهر قرض گرفته پر کشیدم به طرف پرونده ی روی میز اتاق آموزش. چشمم به نمره امتحان و نمره ی میان ترمم که افتاد حسابی وا رفتم حال انکه بودند کسانی که عینا نمره ی من را دریافت کرده بودند ولی میان ترمشان کامل کامل بود(!) ناگفته نماند استادمان امتحان یا هر چیز دیگر برای دادن نمره ی میان ترم نگرفته بود.البته این تنها مورد این چنینی نبود که اتفاق می افتد اما بشنوید باقی ماجرا را:رفتم سراغ برگه ی اعتراض که آن روز ها کلی کمیاب شده بود،ندادن و ارجاع یافتیم به اقای عینکی،آقای عینکی کلی صغری و کبری و سارا و آیدا و... چید تا یک وقت خدایی نا کرده از ذخیره ی برگه ی اعتراضشان کم نشود من هم که خود را همیشه به موش مردگی می زنم اینبار از موش مردگی در آمده آنقدر اعتراض کردم و با آن یک جفت بال و دو تا ای قرضی خودم را به در و دیوار کوبیدم تا ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فکر می کنم اگر بقیه ی ماجرا را بگویم آقای عینکی مرا بشناسد بنابرین نتیجه ی کلی را به خدمت می رسانم که در این واقع خودم مشاهده کرده که چگونه به یک نفر(!)اول نمره کامل داده بودند و بعد نمره اش را قلم زده نیم نمره کم کرده بودند البته خود همان یک نفر وقتی از امتحان در آمد خودش گفت که یک سوال کامل را چطور اشتباه نوشته!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین که به خانه آمدم از جایی که به خوب بودن رئیس معتقد بودم و شنیده بودم که چطور بستگان یک نفر ها به او یا آقای عینکی زنگ می زنند و سفارش یک نفر ها را می کنند و از خوبی و شایستگی به دور است که بستگان دارای مقام را دلشکسته و از خود ناراضی کرد. آقای رئیس و آقای عینکی هم که آدم های خوب. پس انتظار می رود که آنها هم همان کاری را بکنند که شایسته است.بعد از این اندیشه ها ذهن بسیارحساب گرم این نتیجه را گرفت که چون همه چیز در این دنیا  از قانون پایستگی پیروی می کند مثل انرژی و جرم حتما نمره هم این طور بوده و اساتید عزیز در قبال سفارشات جناب رئیس یا جناب عینکی از نمره ی بقیه کم کرده به نمره ی یک نفر ها اضافه می کنند تا از این قانون پیروی کنند بنابرین زبان بر دهان گرفته و علیه قانون طبیعت یا همان قانون مهد کودکمان به پا نخواستم تا خدایی نکرده با بر هم زدن تعادل نمره ها و جرم و انرژی . یک وقت مسولین عزیز مجبور نشوند با پرت کردن من به بیرون دانشگاه تعادل را برقرار فرمایند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیر:من که به این ارفاق بی حد و اندازه به بعضیا یقین دارم این بی انصافی نیست؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایکی:دوست دارم فعلا جواب این سوال داده بشه بعد بریم سراغ یه موضوع دیگه، اوکی؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 14:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو کلام حرف حسابی</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلامی که بعد از مدت ها می آد تا بگه هستیم و هستید هنوزم توی این دانشگاه و هنوزم در کنار هم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این وبلاگ تاسیس شده بود تا باشه و هست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاسیس شده بود تا انتقاد کنه و هرزگاهی خواننده ها رو بخندونه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاسیس شده بود تا سردار خان بدونه قلم نقد و طنزش در چه حدی هست،تاسیس شده بود که تا جایی که بتونه بی طرف نقد کنه و ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما وقتی قلم شخصی می شه باید فهمید که دل آدمم شخصی شده،یه مدت قلم رو گذاشتم کنار تا یه تجدید نظری درباره ی نوشته هام بکنم که این اواخر داشت می رفت به بی راهه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چند طرف حساب نوشته هام همیشه مسئولین دانشگاه بودن اما قرار نیست از جبهه دشمن بهشون نگاه کنیم.طبیعی هست که توی نوشته های من که قصد نقد عملکرد دانشگاه هست اونا همیشه هدف باشن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه تا حالا هر گونه بی احترامی نسبت به کسی شده یا خبر کذبی درباره ی کسی نوشته شده همون طور که در اوایل هم گفته شده بود وبلاگ اخبار دانشگاه پیام نور حاضره رسما از طرف مقابل عذر خواهی کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از این به بعد سعی ام بر این خواهد بود که هیچ گونه شخصی سازی در نوشته ها دیده نشود و از شما خواندگان عزیز هم انتظار می رود بی احترامی را کنار گذاشته هر گونه نقد یا حرفی داشتید به زبان جد یا طنز در قسمت نظرات درج فرمایید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیر:مگه دستم به اونی که اسم منو جعل کرده نرسه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایکی:با نوشتن حرف های رکیک کاری نکنید که نظرات فیلتر شن&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 18:21:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عیدتان مبارک</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;عیدتان مبارک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این را گفتیم یک وقت نگویید پس کو تبریک ما؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و اما چند کلامی هم بشنوید از سردار خان عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;که همه ی سعی اش را می کند بنویسد اما از آنجایی که تصمیم گرفته امسال سفر مشهد را با دانشگاه برود سخت رفته است در خط خر خوان ها!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این گزارش را هم به زور چماق نوشته است .خودمان از ابتدا تا انتهای آن با چماق ایستاده بودیم بالای سرش!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به نام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پا در محیط کوچک و شادی آور مهد کودک عزیزمان که می گذاریم به ذهنمان می رسد چه خوب می شد اگر یک الاکلنگ و تاب و سرسره هم در حیاط بود تا اوقات فراغتمان را با آن پر کنیم..لحظه ای نمی گذرد که با یک نگاه موشکافانه به سر تا سر حیاط به هوش و تدبیر آقای رئیس و آقای عینکی پی می بریم و می فهمیم که چرا از وسایل تفریخی استفاده نکرده اند .شما اصلا خجالت نکشیدید که به ذهنتان خطورنکرد که آن وقت رئیس خودروشان را کجا پارک می کردند و گاهی می شستند؟شما چطور اسم خودتان را می گذارید دانشجو؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نزدیک در ورودی که می شویم اطلاعیه ی کانون قران و عترت را می بینیم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مسابقه ی دین و زندگی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;1.هدف شما از زندگی چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2.اگر با خبر شوید که یک روز به پایان عمرتان مانده چه می کنید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به برندگان جوایز نفیسی اهدا خواهد شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همین که این اطلاعیه به چشممان می خورد ذهن فعال دانشجویمان شروع به پاسخ دادن می کند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;1. این جانب سردار خان فرزند ستار خان به شماره شناسنامه ی 131313 هدف خود را از زندگی جان به لب کردن کادر عزیز دانشگاه می دانم. البته ناگفته نماند هدف دیگرم دیدن ساختمان جدید دانشگاه تا قبل از مرگم است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;2.من که ابتدا خودم را معرفی می کنم البته اگر اینکار را بکنم بیشتر از 10 شماره ی معکوس زنده نخواهم بود چه برسد به یک روز! جناب رئیس با دستان مبارک خودشان خفه ام می کنند.البته همان روز به خاطر بدی غذا اعتصاب هم می کنم تا آرزو به دل از این دنیا نروم که دانشجو شدم رنگ اعتصاب و اعتراض را ندیدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;3.آن دنیا هم که رفتیم آنجا شکایت آقای رئیس را به خدا می کنیم که برایمان جشن دانشجوی نگرفت و سرمان را شیره مالید .از خدا می خواهیم هر روز برایمان جشن دانشجویی بگیرد که دل این رئیس بسوزد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وارد سالن که می شویم چشممان به جمال لباس های تازه و نوی عید هم روشن می شود خانم های حراست را هم می بینم که در کمین کسی نیستند و بی کارند و تخمه می شکنند به فکرمان می آید که به بچه های مردم مثل سال قبل فرجه داده اند که چند روزی لباس نو اشان را بپوشند که خدایی نکرده یک وقت عقده ای نشوند برود علیه دانشگاه اعتراض و اعتصاب کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ننشسته روی صندلی بچه ها دورمان جمع می شنود و از ما می خواهند قایم باشک بازی کنیم می گوییم قباهت دارد دیگر بزرگ شده اید انشا الله همین اردیبهشت می رویم دانشگاه!این را که می گوییم کنارمان می نشینند و در حالی که نیششان تا بنا گوش باز شده می گویند دانشجویان سال 83 در وبلاگ همسایه،نامه ی خداحافظی نوشته اند!نامه ی فدایت شوم را هم قبلا نوشته بودند. این جمله را که می گوید دستمان را می گذاریم روی دهانش که یک وقت از بالا احضار نشویم به خاطر روابط نامشروع!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پ.ن:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;می گن بعضی استادا به بعضی از دانشجوها اول نمره می دن بعد ورقه شون رو اصلاح می کنن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پ.ن:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;می گن یکی از استادا همون جلسه ی اول بدجور گاف داده و همه ی دانشجوها فهمیدن که بعضا رو سفارش کردن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نتیجه:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پس پیام نور هم ب......له!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 17:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما که..</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>ما که ندیده ایم می گویند صف جلوی نانوایی ها و سوپر مارکت ها به دانشگاه هم نفوذ کرده و جلوی اتاق آقای عینکی و اقای مهندس(۱) بسته می شود.پس لطف کنید هر وقت با این دو مسئول عزیز(!)کار داشتید یک زنبیل هم با خود بیاورید.که اگر یک وقت گلاب برویتان خواستید یک سر به سرویس بهداشتی بزنید زنبیل را بگذارید جای خودتان که خدایی نکرده کسی جر نزند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به حق حرف های نگفته و نشیده(!) می گویند آدم که می رود توی اتاق در را قفل می کنند!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که ندیده ایم می گویند جلسه ی پرسش و پاسخ برگزار کردند.رئیس محترم دیگر قول نداده که سال جدید در ساختمان جدید هستیم . فقط گفته اردیبهشت!انتظار می رود به پرسش&quot; مراسم دانشجو کی برگزار خواهد شد؟&quot;فقط بگوید: آذر!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که ندیده ایم.چرا دروغ؟ این یکی را کاملا دیده ایم که هی ریز نمرات تغییر می دهند و هی کلید اشتباه می زنند و هزار جور نمره به دست پیام نوری های بدبخت می دهند(اگر نمی دانید بدانید نمرات تستی دروسی که از ۵.۷۱ بوده به ۴ تغییر کرده و همچنین بقیه دروس)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که ندیده ایم می گویند سر جلسه ی امتحان مسئولین محترم به بعضی از دانشجوها لطف بسیار می کنند و بعضی های دیگر را اگر انشگشتشان را طرف دماغشان ببرند دار می زنند!(به لطف خبرنگاران بی در و پیکر خبرگزاری، این ترم به یاری دیگر دوستان اسامی لطف کنندگان و اسامی مورد لطف قرار گرفتگان در جلسات امتحان، بی قید و شرط در وبلاگ نوشته خواهد شد تا دانشجویان عزیز بهتر بتوانند خود را با دانشجویان مورد لطف واقعه شده مقایسه کرده و دست به اصلاح خویش بزنند!)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که ندیده ایم می گویند خانم عصبی که خیلی خیلی مهربان شده بزودی مامان می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما خودمان دیده ایم بقیه هم می گویند وبلاگ خانم مهندس بکلی راکد است و تا اطلاع ثانوی(که می شود یک چیزی حول و حوش همان اردیبهشت رئیس)اطلاع رسانی اینترنتی بی اطلاع رسانی اینترنتی.پا که دارید.مریض هم که نیستید. این همه وسلیه ی نقلیه عمومی هم که داریم.ما که بی خود در و دیوار دانشگاه را بولتن باران نکردیم.بیایید در و دیوار دانشگاه را زیارت کنید و اطلاعیه ها را بخوانید این ططوری ورزش هم کرده اید.(در این جا از آقای مهندس که بسیار بسیار به فکر سلامت دانشجویان است کمال تشکر را داریم)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما که نمی دانیم می گویند در آینده از این کیوسک ها که فعلا فقط نمره نمایش می دهندبرای گرفتن  شماره برای صف اتاق آقای عینکی هم استفاده خواهد شد خدا داد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱:آقای مهندس:جانشین خانم مهندس.هم اتاقی آقای عینکی ،دارای خوصیات اخلاقی مشابه خانم مهندس،مهربان،خوشرو(البته تا الآن!).قابل ذکر است مثل اینکه آقای عینکی در در اثر هم نشینی با ایشان کمی تا قسمتی خوشرفتار شده اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نتیجه:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱.ایرانی جماعت به صف خیلی علاقه دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲.آقای عینکی صف را دوست دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳.آقای مهندس حوصله ندارد وبلاگ بزند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Feb 2009 12:06:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور!</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>این ماجرای تعطیلات سردار برای بعضی ها خیلی خوب تمام شد.دیدیم نمی شود بدون گذاشتن چوب لای چرخ این مسئولین زندگی کرد حوصله امان سرمی رود. همین شد که طی جلسات متعدد کارشناسانه تصمیم بر آن شد که سردار باز گماشته شود تا بنویسد.حالا زیاد فرق نمی کند این سردار یا آن سردار.همین که بنویسد کفایت می کند.سفارشی بنوسید خیلی بهتر تر می شود شما هم اگر سفارشی،چیزی داشتید بگویید سفارشتان را بکنیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Feb 2009 11:28:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;مثالا پست!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 19:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اطلاعیه</title>
<link>http://oskupnu0.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;STRONG&gt;قابل توجه دانشجويان گرامي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بدينوسيله به اطلاع دانشجويان عزيز مي رساند،جلسه پرسش و پاسخ [*]با حضور رئيس و كاركنان محترم[۱] دانشگاه روز جمعه مورخه 1387.09.01 از ساعت 13 الي 14 در سالن اجتماعات دانشگاه [۲]برگزار خواهد شد .لذا از دانشجويان علاقه مند[۳] خواهشمندیم در اين جلسه حضور داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[*]:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاهی می اندازیم به جلسه ی پرسش و پاسخ سال پیش که الحمدلله انقدر گقتیم و گفتند تا یکی دیگر را هم به زودی شاهد خواهیم بود این ایده ی بسیار نو و پسندیده که هنوز هم نمی دانیم که کدامین جرقه پایه های وجودش را در ذهن رئیس عزیز بنایانگزاری کرد راهی است بین ما و مسئولین!چشم امید داریم بر دستان توانای رئیس که به زودی این راه را کوتاه تر کنند تا ما دانشجویان سر شار از پرسش این همه در انتظار به سر نبریم(کاملا جدی)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[۱]:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب شد این رئیس و کارکنان محترم دانشگاه حضور دارندوگرنه ما می ماندیم و جلسه ی پرسش و پاسخ بدون پاسخ(!). البته این جمله را تصحیح کرده می نویسیم رئیس بسیار محترم و کارمندان خیلی محترم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[۲]:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این قضیه ی سالن اجتماعات دانشگاه هم مثل اینکه دارد جدی می شود قبلا اشاره کرده بودیم که وقتی اطلاعیه برگزاری مراسم زیارت عاشورا را در سالن اجتماعات می زنید کروکی هم بکشید!اما دیگر کروکی نمی خواهد شما همان سالن پایین را تصور کنید بعد چند دست میز و صندلی به آن اضافه کنید سپس مقداری دانشجو که بعضی هایشان نشسته و بعضی ها سر پایند حالا شما محل استراحت دانشجویان در این فصل سرد را مقابل چشمانتان می بینید الان می توانید با اضافه کردن چند قفسه کتاب به دیوار سمت راست آن شاهد کتابخانه باشید.چندی پیش با اجرای مراسم های مختلف در این مکان به تصویب شوارای رئیس و کارمندین رسید که نام این سالن را سالن اجنماعات نیز بنهند به نظر کارشناسین خبرگزاری ایسکا این یک آینده نگری است بطوریکه بعد از کوچ امان به ساختمان جدید که انشالله دارای سالن اجتماعات است دیگر نیاز نمی شود که پلا کارت عوض کرده یا اطلاعیه را زیاد دست خرد کنند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[۳]:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این قسمت اطلاعیه به شدت یادشان رفته که بنویسند از دانشجویان علاقه مند به خصوص سردار عزیز(!)خواهشمندیم در این جلسه حضور داشته باشند من که تصمیم نداشتم بروم اما از بس این ها خواهش کردند و من هم که یک دانشجوی بسیار خجالتی و مطیع هستم به ناچار قبول کردم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فراخوان ۱:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از دانشجویان علاقه مند به رشته ی خبرنگاری و عکاسی دعوت به همکاری می شود از کلیه کسانی که در این جلسه حضور خواهند داشت در خواست می شود با همراه داشتن دوربین عکاسی و حتی موبایل به شکار لحظه ها پرداخته تا می توانند عکس بگیرند و آن ها برای ما بفرستند بهترین عکس در وبلاگ گذاشته شده و از عکاس تقدیر خواهد شد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فراخوان۲:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلیه ی دانشجویانی که ذهنشان انباشته از سوالات بی پاسخ است و امکان حضور در جلسه را ندارند می توانند سوالات خود را در قسمت نظرات بنویسند خبرگزاری ایسکا تصمیم دارد سوالات شما را در این جلسه مطرح نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سوالات و جواب های احتمالی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱.پس این ساختمان جدید چه شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترم بعد انشالله اما اگر به مهر بعد موکول شد بدانید که بخاظر حوادث غیر مترقبه از قبیل: فلانی ها بودجه را نداند یا کم دادند یا دیر دادند یا قیمت اجناس بالا رفته بود و ...می باشد و به هیچ عنوان ما کوتاهی نمی کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲.این حراست واقعی هست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای رئیس در حالی که دستش را به سمت خانمها و آقایان حراست که در حال کشیک هستند گرفته:بله این ها کاملا واقعی هستند شما می توانید به آن ها دست بزنید و این مسئله را با حس لامسه ی خود درک کنید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. چرا خانم مهندس را اخراج کردید؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زبانتان را گاز بگیرید ما کی ایشان را اخراج کردیم؟!ایشان انتقالی گرفتند به آن جا(!)چون خانه اشان از این جا دور بود ترجیح دادند در دانشگاهی کار کنند که به خانه اشان خیلی نزدیک باشد.یک وقت فکر نکنید چون خانه اشان در اسکو است این فکر غیر معقول به نظر می آید یک مکان در اسکو نیز می تواند از مکانی دیگر در اسکو فاصله ی زیادی داشته باشد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴. ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2008 14:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=oskupnu0&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>oskupnu0</dc:creator>
<guid>http://oskupnu0.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
